ولى حسين ( ع ) علمدار عشق و آزادى * لقب گرفت و شهنشاه ربع مسكون شد
( همان : 492 )
3 - 4 - 2 - 1 - 1 - 3 محتواى انسانى قيام امام حسين
شهريار بر محتواى انسانى قيام تاريخى امام حسين ( ع ) متمركز مىشود و اين گونه مىسرايد :
خدا به نافه خلدش دماغ جان پر داشت * كه بوى خون نكند رخنه در دماغ حسين
( شهريار ، 1387 ، ج 365 : 1 )
3 - 4 - 2 - 1 - 1 - 4 طنين صداى امام ( ع ) در گوش تاريخ
يكى ديگر از ويژگىهاى اجتماعى امام ( ع ) ، نقش ايشان در بيدارگرى جوامع اسلامى در طول تاريخ است . شهريار اين واقعه را در مقابل چشمانش تصور مىكند ، واقعهاى كه زمانه هرگز نتوانست آن را به دست فراموشى بسپارد . او گويى هنوز ساقى عطشان كربلا را مىبيند كه كنار علقمه افتاده است و يقين دارد كه اگر چه نور حسين در خيمههاى آتش گرفته خاموش شد ؛ اما مساجد كه پايگاه محكم دين است ، منور به چلچراغ فروغ هدايت حسين ( ع ) و روشنگر راه عاشقانش است :
بهر چمن كه بتازد سموم باد خزان * زمانه ياد كند از خزان باغ حسين
هنوز ساقى عطشان كربلا گويى * كنار علقمه افتاده با اياغ حسين
اگر چراغ حسينى به خيمه شد خاموش * منور است مساجد به چلچراغ حسين
( شهريار ، 436 : 1363 )
3 - 4 - 2 - 1 - 1 - 5 جاودانگى
شهريار در اين بيت ، يزيد را مورد ندا قرار مىدهد تا ببيند كه چگونه نام حسين ( ع ) سرتاسر پهنهى گيتى را در نورديده و نام و يادش با رنگ خون در زمين كربلا ؛ اين تابلوى هميشه زنده تاريخ ، نقاشى شده است :