تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت ( ع ) در شعر سيد حيدر حلى و شهريار ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
سياسى شده و از اشغال حكومت توسط دژخيمانى سخن مىگويد كه شايستگى و لياقت عهده‌دارى امر حكومت را نداشتند . وى با آوردن واژه « بوزينه » از صفت زشت يزيد كه ميمون باز بود ، پرده برمىدارد و با ذمّ و نكوهش آنان ، به طريقى زيبا ، مسائل سياسى و اوضاع حكومت زمان خويش و سردمداران آن و شيوه كشوردارىشان را به چالش مىكشد و با تأسى از قيام و نهضت عاشورا ، دوره حكومت جغدان را به پايان رسيده مىپندارد :
آن چنان تأويل شد قرآن كه در طى قرون * اهرمن را گفت هان يا جاى من يا جاى تو وقت آن باشد كه دژخيمان خود در خون كشند * خاك و خون آغشتگان روز عاشوراى تو منبر و محراب شد بازيچه بوزينه‌گان * آسمان چرخيد تا تعبير شد رؤياى تو خفتگان خاك و خون برخيزد از خواب قرون * و آسمان از صيحه برپا مىكند غوغاى تو دور جغدان نيز هم دارد به پايان مىرسد * مىرود كز قاف خود سر بر كُند عنقاى تو چشم خودبينِ جهان دارد خدا بين مىشود * توتياى چشم دل كردند خاك پاى تو
( همان : 63 - 62 )

3 - 4 - 2 رثاى امام حسين ( ع )

امام حسين ( ع ) ، در اشعار تركى و فارسى شهريار ، جايگاه ويژه‌اى دارد . شهريار شاعرى