سرازيرش به آسانى و سربالا به دشوارى است
( شهريار ، 1387 ، ج 1209 : 2 )
3 - 3 - 3 - 4 صبر در برابر مشكلات
حضرت در اين مصرع ، صبر را يكى از ويژگىهاى ممتاز انسان شمرده و او را از يأس و نااميدى بر حذر مىدارد : « اتَصبِرُ لِلبَلوا غَراءً وَ حَسبةً »
به حسّ درد و صبوريست آدمى ممتاز * بهائمند كه فارغ ز فكر شور و شرند
تو نيكمرد براى جهاد خلق شُدى * سزاى گريه و زارى زنان نوحهگرند
( همان : 1203 )
و در جايى ديگر درباره صبر و قناعت چنين مىفرمايد : « الدهرُ أدبنى و اليأسُ أغنانى » و شهريار چنين به نظم در مىآورد :
ز نوميدى آيد غناى خدا داد * بلا صبر و صبرت قناعت دهد ياد
مرا سيلى آسمان درسى آموخت * كه سيمرغ افسانه را گشتم استاد
( همان : 1206 )
3 - 3 - 3 - 5 طمع
شهريار در بخش ترجمه و اقتباس ، اغلب اشعارى را برگزيده كه مضمون اجتماعى دارند و آداب زندگى و تعامل اجتماعى را مىآموزند ، از جمله اين مضامين ، بهرهگيرى از اين مصرع حضرت على « لا تَخضعنَ لِمخلوقٍ عَلى طمعٍ » است كه در آن بندگان خدا را به سمت و سوى خالق خودشان سوق مىدهد و تنها خداوند را رازق بىمنت معرفى مىنمايد و زندگى و الا را در اجتماع بين دين و دنيا قرار مىدهد :
طمع در كس مبند از بهر دنيا * كه دين خويش خواهى داشت موهون
برو حاجت كه دارى از خدا خواه * كه مطلب ، زير يك كاف است و يك نون