براى شهريار " نماد اسلام " است . تمامى خصلتهايى كه انسان مسلمان ، كه نظر كرده خدا و رسولش بوده باشد ، در على ( ع ) جمع است و هم از اين روى است كه على ( ع ) و ذكرش و يادش و تكريمش ، ترجيع بند بسيار مكرر شعر شهريار است . ( منزوى ؛ 199 : 1372 )
شهريار در خلال اشعارش درباره حضرت على ( ع ) ، به اوصاف و ويژگىهاى فردى ، اجتماعى و سياسى ايشان پرداخته و به زيبايى به تصويرسازى حوادث دوران ايشان با بهره بردارى از آيات و روايات و احاديث مختلف پرداخته است . اين نكته قابل ذكر است كه وى بيشتر به مدح و ثناى حضرت پرداخته و در رثاى ايشان ابياتى چند سروده است كه در فصل چهارم ؛ اين ابيات آورده شده و مورد تطبيق قرار گرفته است . در اين بخش از فصل سوم به بررسى مسايلى چون رويكرد تاريخى ، رويكرد سياسى ، بررسى مضامين اخلاقى و اجتماعى ، احساسات و عواطف شخصى شاعر و بررسى بخش ترجمه و اقتباس شاعر از ديوان حضرت امير ( ع ) پرداخته مىشود :
3 - 3 - 1 - 1 رويكرد تاريخى
3 - 3 - 1 - 1 - 1 پيكار حضرت على ( ع ) با معاويه
در ابيات زير شهريار به ماجراى جنگ حضرت على ( ع ) با معاويه ، اشاره مىكند كه در اين جنگ معاويه آب را به روى على ( ع ) بست و حضرت با آن دست خيبر گشاى خويش ، شمشير بدست در يك حمله ، راه آب را باز كرد . شاعر در اينجا به شجاعت و دلاورى اميرالمؤمنين على ( ع ) مىپردازد ، قهرمانى كه با آن همه عزت و شكوه ، در مقابل خداوند متعال خاضع و فروتن است و بدون رضايت و خواست خداوند ، حتى نفس هم نمىكشد ( تمام وجودش را عظمت و بزرگى خداوند تسخير كرده ) و اين قهرمان لايزال هستى ، همواره طرفدار حق بوده است و براستى پيامبر اسلام چه زيبا فرمودهاند كه
« الحقُّ مع علىٍ و علىٌ مع الحق »
و در بيت آخر ، شاعر به زيبايى تقابل بين حق و باطل را به تماشا نشسته و على ( ع ) را در والايى و مقام به " سيمرغ " و معاويه را در دون بودن و پستى به " مگس " تشبيه كرده و با صنعت تضادى كه در مصرع آخر خلق كرده ، زيبايى شعر را دو چندان كرده است :