تخصص خود ، گوشه اى از شخصيت حيدر كرار را بيان كرده است و مطابق فرمايش پيامبر گرامى اسلام ( ص ) كه فرمود :
« لو أنّ الرياضَ اقلامٌ و البحر مدادٌ و الجِنَ حسابٌ و الانسَ كُتّابٌ ما احصوا فضائل على بن ابى طالب »
( مجلسى ، 1403 ، ج 258 : 35 ) .
همانطور كه از كلام گرانقدر رسول گرامى اسلام ( ص ) برداشت مىشود ، فضايل و صفات مولاى متقيان على بن ابيطالب به قدرى گسترده است كه بشر در بازگو كردن آن عاجز مانده است و همين سبب شده تا شهريار ، همانند تمامى شعراى ايرانى و آذربايجانى شيفته و حيران رازگشاى عالم هستى شده و بسرايد :
" نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت * متحيرم چه نامم ، شه ملك لا فتى را
ذكاوت حضرت على ( ع ) كه به بلندترين مقام در خداشناسى بشر دست يافت و در راه نشر دين اسلام خدمات بى نظيرى داشت ، بيان رشادت هاى او و تصويرى تازه از خواسته هايش كه در دل ها و افكار ظاهر شده ، در طول تاريخ ادبيات آذربايجان انعكاس يافته و سبب شده است شاعران و ادباى آذربايجان ، آثار نغز بسيارى را در وصف دلاورى هاى على ( ع ) ، شخصيت علمى و اخلاقى اش بيافرينند و با مدح و ستايش حضرت ، تمام خلاقيت و هنر خود را به نمايش بگذارند . نسيمى ، فضولى ، سيدعظيم شيروانى ، راجى و . . . هستند كه همراه با شاعر ملى ايران ، سيدمحمد حسين شهريار علاقه خود به على را نمايان ساختند .
« در شعر شهريار ، انديشههاى دينى در قالب نيايشهاى مؤثر و دلدادگىهايى كه مخصوصاً نسبت به حضرت على ( ع ) از خود نشان داده است ، كم نيست . » ( ياحقى ، 1377 : 170 )
مدح محاسن حضرت على ( ع ) در اشعار شهريار به كرات به چشم مى خورد . جز ذات بارى ، كه از حد قياس فراتر است از آدميان ، نام هيچكس به اندازه مولا على ( ع ) ، وِرد زبان او نبوده است . على ( ع ) براى شهريار فراتر از يك بشر است ، هر چند كه على ( ع ) ، براستى فرا بشرى در ميان آدميان بوده ، امّا شهريار او را از اين هم فراتر مىبيند . على ( ع ) براى او ، آينه حق و تراوزى عدالت است و نيز مظهر شجاعت و بسيارى فضايل ديگر . على ( ع ) به يك كلام