تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اثر سياق در اختيار قراءات ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
( زبيدى ، 1414 ق ، ماده قرء ) . ابن اثير مىنويسد : « تكرر ذكر القراءة والاقتراء والقارئ والقرآن ، والأصل فى هذا اللفظ الجمع ، وكل شئ جمعته فقد قرأته » ( ابن اثير ، 1383 ق ، ماده قرء ) . بنابراين معناى « قرأت القرآن » « لفظت به مجموعاً » است ( ابن منظور ، 2005 م ، ماده قرء ) . ابن قيم دو فعل « قرى يقرى » و « قرء يقرأ » را متفاوت دانسته و مىگويد : فعل « قرى يقرى » معتل و به معناى جمع و اجتماع است ولى فعل « قرء يقرأ » از باب همزه به معناى ظاهر شدن و خروج به وجه معين و مشخص است . قرائت قرآن از باب همزه است ؛ زيرا قارى قرآن الفاظ را به اندازه مشخص شده آشكار مىكند و هيچ زيادى و كاستى در آن ديده نمىشود . آيه شريفه
( إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ )
( قيامة : 17 ) بر اين مطلب دلالت دارد ؛ زيرا اگر قرآن به معناى جمع بود در آن صورت تكرار محض مىشد ( ابن قيم الجوزيه ، 1405 ق ، ج 5 ، ص 635 ) . راغب قرائت را به معناى پيوستن حروف و كلمات به يكديگر مىداند ( راغب اصفهانى ، 1416 ق ، ماده قرء ) .

1 - 2 - 5 . قرائت در اصطلاح

« قراءات » ، جمع « قرائت » و ساختار جمعى اين كلمه حاكى از تنوع و اختلاف قرائت است . دانشمندان و علماى علم قرائت در تعريف اصطلاحى اين واژه اختلاف نظر دارند . بدرالدين زركشى در تعريف قراءات چنين آورده است : قراءات عبارت از اختلاف مربوط به « الفاظ » و « عبارات » وحى كه اين اختلاف در ارتباط با حروف و كلمات قرآن و كيفيت آنها - از قبيل تخفيف و تشديد و امثال آن - از سوى قرّاء نقل شده است ( زركشى ، 1410 ق ، ج 1 ، ص 38 ) . تعريف زركشى از قراءات يك تعريف جامع و مانع نيست ؛ زيرا در اين تعريف به نقل و روايت كه در قرائت اصل است ، اشاره اى نشده است . همچنين به اختلاف در اعراب و لغت و حذف و اثبات اشاره اى نكرده است . اما دمياطى ، بر خلاف زركشى ، قراءات را منحصر در واژه‌ها و الفاظ اختلافى نمىداند بلكه اظهار مىدارد : قراءات عبارت است از علمى كه از رهگذر آن ، اتفاق نظر و يا اختلاف ناقلان كتاب خدا درباره ى حذف و اثبات ، حركت و سكون ، فصل و وصل حروف و كلمات و نظير آن از قبيل : كيفيت تلفظ و ابدال و غيره از طريق سماع و شنيدن قابل شناسايى باشد ( دمياطى ، 1407 ق ، ص 5 ) .
اثر سياق در اختيار قراءات ( فارسى ) — صفحة 77 | زهرا قاسم نژاد / نصر الله شاملى / محمد رضا ستوده نيا