خود قرائتى اختيار نمىكند ؟ مىگويد : « نحن أحوج إلى أن نعمل أنفسنا فى حفظ ما مضى عليه أئمتنا ، أحوج منا إلى اختيار حرف يقرأ به من بعدنا » ( ذهبى ، 1404 ق ، ج 2 ، ص 537 ) . اين سخن ابن مجاهد بين كلمات نقل ، اختيار و روايت اختيار تفاوت مىگذارد و راوى اختيار ، صاحب اختيار نيست . به عبارت ديگر بين فردى كه يك وجه از قرائت را اختيار مىكند با كسى كه قرائت او را روايت مىكند ، تفاوت است .
مكى بن ابى طالب مىگويد : « وهؤلاء الذين اختاروا إنما قرءوا بقراءة الجماعة و بروايات ، فاختار كل واحد منهم مما قرأ و روى قراءة تنسب إليه بلفظ الاختيار » ( مكى بن ابى طالب ، 1404 ق ، ج 1 ، ص 100 ) .
عبارت بالا نشان مىدهد كه اختيار به معناى آن مواردى است كه قارى از بين منقولاتش برگزيده است و قرائتى را روايت مىكند كه با لفظ اختيار به وى نسبت مىدهند .
ابوالفضل رازى مىگويد : « لو اختار امام من أئمة القراء حروفا وجرَّد طريقا فى القراءة به شرط الاختيار لم يكن ذلك خارجا عن الأحرف السبعة » ( ابن جزرى ، بى تا ، ج 1 ، ص 43 ) .
از معاصرين ، دكتر عبدالعزيز قارئ در تعريف اختيار و حقيقت آن مىگويد : هر قارى از قراء عشر يا غير آن ، قرائت قرآن را از تعدادى از شيوخ اخذ مىكند و سعى مىكند از تعداد زيادى قرائت قرآن را فرا گيرد ، بنابراين به نقاط مختلف سفر مىكند . اما هنگامى كه شروع به خواندن مىكند ، هر آن چه را كه شنيده است ، نمىخواند بلكه تنها برخى از مسموعاتش را گزينش كرده و تنها آنها را قرائت مىكند ، يعنى قارى برخى از منقولات خود را هنگام خواندن اختيار مىكند و مىخواند ، اين مفهوم اختيار است ( القارئ ، 1423 ق ، ص 181 ) .
در برخى از تعريفها معيارهاى اختيار مورد توجه قرار گرفته است : اختيار عبارت است از استنباط قرائت از طريق نظر اجتهادى در قراءات گذشته و مقايسه بين قراءات بر اساس سند روايت يا وثاقت در زبان عربى يا مطابقت با رسم مصحف ، يا اجماع عامه يعنى اهل مكه ، مدينه ، بصره و كوفه يا موافقت بين اساتيد قرائت ( صغير ، 1413 ق ، ص 119 ) . با توجه به تعريف مطرح شده در اختيار قرائت ، اجتهاد و نظر اجتهادى دخالت دارد . در توضيح مسأله اجتهاد در اختيار بايد گفت : اجتهاد قراء و طرفداران آنها در مورد وضع و تأسيس قراءات نبوده است ، بلكه اجتهاد در انتخاب روايت است .
اثر سياق در اختيار قراءات ( فارسى ) — صفحة 73
مساهمون: زهرا قاسم نژاد
ص٧٣