نحوپژوهان نيز به سياق توجه داشته و به تعريف از آن پرداخته اند . برخى روابط متنى را قرائن معنوى مىدانند كه در تعيين معناى نحوى مؤثر است ( حسان ، 1994 م ، ص 191 ) . ابن جنى به اثر سياق در دلالت استفهام توجه داشته و به آيه كريمه :
« أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ »
( اعراف : 172 ) استناد نموده و مىگويد : يعنى « أنا كذلك » سپس ادامه مىدهد : « و انكار نيز اين چنين است ، زيرا كسى كه منكر چيزى است در صدد است تا عكس آن را اثبات نمايد ؛ بنابراين ايجاب را به نفى و نفى را به ايجاب تبديل مىكند » ( ابن جنى ، 2006 م ، ج 3 ، ص 293 ) .
عامل نيز با بافت و سياق كلام مرتبط است . در كتب نحوى به اين موضوع اشاره شده است . همچنين در تعاريفى كه از عامل شده است ربط عامل با معنا ديده مىشود . شيخ رضى در تعريف عامل مىگويد : « ما يتقوم المعنى المقتضى للإعراب » ( رضى ، 1978 م ، ج 1 ، ص 25 ) . ابن جنى در مورد عامل در آيه :
( وَ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذْ ظَلَمْتُمْ أَنَّكُمْ فِي الْعَذابِ مُشْتَرِكُونَ )
( زخرف : 39 ) به ارتباط سياق و بافت كلام با عامل توجه داشته و مىگويد : ظرف « إِذْ » متعلق به فعل « ينْفَعَكُمُ » است و به دو دليل نمىتواند متعلق به فعل تقديرى باشد :
الف . از جهت لفظ : از جهت لفظى « إِذْ » نمىتواند متعلق به فعلى تقديرى باشد ؛ زيرا بين فعل « ينْفَعَكُمُ » با فاعل « أَنَّكُمْ فِى الْعَذابِ مُشْتَرِكُون » به واسطه كلمه اى اجنبى فاصله ايجاد مىشود .
ب . ازجهت معنى : از لحاظ معنا « إِذْ » نمىتواند متعلق به يك فعل تقديرى باشد ؛ زيرا ظرف كه همان « إِذْ ظَلَمْتُمْ » است ، از جمله خارج مىشود و اين مخل معناست ؛ چون جمله با ظرفى كه همان « إِذْ » مىباشد و در بين جمله قرار گرفته ، گره خورده است ( ابن جنى ، 2006 م ، ج 2 ، ص 172 - 173 ) پس عامل در اين جا مرتبط با فهم معنا و سياق كلام است .
بنا بر آن چه بيان شد ، نتيجه مىگيريم اعراب و عامل و سياق كلام عناصر مرتبطى هستند كه جدايى و فصل بين آنها ممكن نيست .
به عنوان نمونه مىتوان به وجوه نصب « أهل البيت » در آيه :
( وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى وَ أَقِمْنَ الصَّلاةَ وَ آتِينَ الزَّكاةَ )