آن را جمع « عَبد » دانسته اند ؛ ابن عطيه با اين نظر مخالف و معتقد است واژه « عَبُدَ » مفرد است و مىنويسد : « عبُد لفظ مبالغة كيقظ وندس فهو لفظ مفرد يراد به الجنس وبنى بناء الصفات ، لأن « عبدا » فى الأصل صفة وإن كان استعمل استعمال الأسماء ، وذلك لا يخرجه عن حكم الصفة فلذلك لم يمتنع أن يبنى منه بناء الصفات » ( ابن عطيه ، 1422 ق ، ج 2 ، ص 212 ) بنابراين « عَبُدَ » واژه مفردى است كه از آن اراده كثرت مىشود ( جوهرى ، 1990 م ، ج 2 ، ص 503 ) و عده اى نيز آن را « عبدة » دانسته اند كه تاء در اثر اضافه شدن حذف شده است مانند اين كه گفته مىشود : « أخلفوك عد الأمر الذى وعدوا » ، يعنى « عدة الأمر » و تاء به سبب اضافه شدن حذف شده است ( مظهرى ، 1412 ق ، ج 3 ، ص 139 ) .
حمزه كلمه « عَبُدَ » را به نصب خوانده است تا عطف بر دو واژه « القِرَدَةَ » و « الخَنازِيرَ » باشد ( ابوعلى فارسى ، 1404 ق ، ج 3 ، ص 236 ) و « الطَّاغُوت » را بنا بر مضاف اليه بودن مجرور قرائت كرده است .
تحليل اثر سياق در اختيار قرائت : قراء سبعة عبارت « عَبَدَ الطَّاغُوتَ » را به دو وجه « عَبَدَ الطَّاغُوتَ » و « عَبُدَالطَّاغوتِ » قرائت كرده اند . سياق جملات مرجح قرائت مشهور است ؛ زيرا اين آيه شريفه در مقام برشمردن چهار صفت براى بدترين افراد است كه اين چهار صفت را در قالب چهار جمله بيان مىفرمايد . در سه جمله اول :
« مَنْ لَعَنَهُ اللَّهُ »
،
« وَ غَضِبَ عَلَيْهِ »
و
« وَ جَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَ الْخَنازِيرَ »
صفات با فعل ماضى بيان شده است و اگر جمله چهارم كه صفت چهارم را بيان مىنمايد « عَبَدَ الطَّاغُوتَ » به صورت فعل ماضى قرائت شود ، با سياق نحوى سه جمله قبل هماهنگ است .
نتيجه
در قرائت برخى از اسماء ، قراء سبع اختلاف نموده و به دو وجه يا بيشتر قرائت كرده اند . از بررسى اختلاف قرائت در اسماء و اثر سياق در اختيار قرائت ، نتايج زير حاصل مىشود :
1 . يكى از انواع اختلاف قرائت ، اختلاف در ريشه اسم است كه از اين نمونه يك آيه مورد بررسى قرار مىگيرد .