68 .
( وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً )
( اسراء : 33 )
فعل « فَلَا يُسْرِف » به دو وجه « فَلَا يُسْرِف » و « فَلَا تُسْرِف » قرائت شده است :
الف . قرائت مشهور آيه « فَلَا يُسْرِف » با ياء است ( دانى ، 1930 م ، ص 140 ) . دو قول در بيان فاعل فعل « فَلَا يُسْرِف » وجود دارد . ضمير « فَلَا يُسْرِف » به قاتل باز مىگردد و حرف فاء ، تفريع است يعنى قاتل نبايد از حد شرع تجاوز كرده و مرتكب قتل شود . ضمير « إنَّه » به ولى يا مقتول كه از روى ظلم و ستم كشته شده است ، باز مىگردد . يعنى مقتول يا ولى مقتول از اين جهت كه خداوند متعال قصاص قاتل را واجب گردانيده است ، پيروز هستند . احتمال دارد ضمير « فَلَا يُسْرِف » به ولى مقتول كه به وى ظلم شده است ، باز گردد . و فاء فصيحه يا تفريع باشد . ضمير « انه » به مقتول باز گردد . يعنى وارث آن مقتول نبايد از حد شرع تجاوز كند و غير قاتل را بكشرد يا به خاطر يك نفر ، جماعتى را به قتل رساند ( حسينى جرجانى ، 1404 ق ، ج 2 ، ص 689 ) . به نظر مىرسد با توجه به سياق جملات ، مرجع ضمير در فعل « فَلَا يُسْرِف » ولى مقتول است . همچنين روايات نيز مؤيد اين وجه است . از امام كاظم عليه السلام نقل شده است كه از تفسير آيه سؤال شد مراد از اسراف چيست ؟ فرمود : ولى مقتول نمىتواند غير قاتل را قصاص كند و يا او را مثله كند و نيز سؤال شد مراد از منصور چيست ؟ فرمود : چه ولايت و هواخواهى زياده بر اين است كه قاتل در اختيار ولى و يا اولياء مقتول در مىآيد و اجراى قصاص نيز براى آنان نه در دنيا و نه در آخرت عقوبت و محظورى ندارد ( حسينى همدانى ، 1404 ق ، ج 10 ، ص 59 ) .
ب . حمزه و كسايى « فَلَا تُسْرِف » با تاء خوانده اند ( ابن جزرى ، بى تا ، ج 2 ، ص 207 ) . قرائت با تاء خطاب به پيامبر ( ص ) است و مراد پيامبر و ائمه بعد از رسول خداست . برخى گفته اند خطاب به « ولى » است ( فيروز آبادى ، بى تا ، ص 236 ) .
به نظر مىرسد قرائت « فَلَا تُسْرِف » خطاب به هر كسى است كه صلاحيت خطاب را دارد .
تحليل اثر سياق در اختيار قرائت : قراء فعل « فَلَا يُسْرِف » را به دو وجه قرائت كرده اند . به نظر مىرسد سياق جملات مؤيد قرائت مشهور است . بررسى جملات
« وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً »
و
« فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ »
و
« إِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً »
نشان مىدهد ، ضمير در