شُرَكَاء » و ضمير مذكر « ه » در فيه به « مَّيْتَةً » بر مىگردد پس بهتر است فعل نيز بنا بر تذكير « مَّيْتَةً » به صورت مذكر بيان شود .
47 .
( يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتالِ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفاً مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ * الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْكُمْ وَ عَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفاً فَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ صابِرَةٌ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُوا أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ )
( انفال : 66 - 65 )
« اى پيامبر ، مؤمنان را به جهاد برانگيز . اگر از [ ميان ] شما بيست تن ، شكيبا باشند بر دويست تن چيره مىشوند ، و اگر از شما يكصد تن باشند بر هزار تن از كافران پيروز مىگردند ، چرا كه آنان قومىاند كه نمىفهمنداكنون خدا بر شما تخفيف داده و معلوم داشت كه در شما ضعفى هست . پس اگر از [ ميان ] شما يكصد تن شكيبا باشند بر دويست تن پيروز گردند ، و اگر از شما هزار تن باشند ، به توفيق الهى بر دو هزار تن غلبه كنند ، و خدا با شكيبايان است » .
عبارت « وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّئَةٌ » و « فَإِن يَكُن مِّنكُم مِّئَةٌ صَابِرَةٌ » در هر دو آيه به سه وجه « وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّئَةٌ » « فَإِن يَكُن مِّنكُم مِّئَةٌ صَابِرَةٌ » ، « وَإِن تَكُن مِّنكُم مِّئَةٌ » « فَإِن تَكُن مِّنكُم مِّئَةٌ صَابِرَةٌ » و « وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّئَةٌ » « فَإِن تَكُن مِّنكُم مِّئَةٌ صَابِرَةٌ » قرائت شده است :
الف . قرائت مشهور آيه « وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّئَةٌ » و « فَإِن يَكُن مِّنكُم مِّئَةٌ صَابِرَةٌ » است كه فعل « يكُن » در هر دو مورد با ياء است ( دانى ، 1930 م ، ص 117 ) . علت قرائت فعل « يَكُن » با ياء واژه « مِّئَةٌ » است كه بر عدد مذكر هم واقع مىشود همچنين چون بين فعل « يَكُن » و اسمش « مِّئَةٌ » فاصله افتاده است ، جايز است فعل به صورت مذكر به كار رود ( مكى بن ابى طالب ، 1404 ق ، ج 1 ، ص 495 ) .
ب . ابن كثير ، نافع و ابن عامر در هر دو مورد « تكن » با تاء « وَإِن تَكُن مِّنكُم مِّئَةٌ » و « فَإِن تَكُن مِّنكُم مِّئَةٌ صَابِرَةٌ » قرائت كرده اند ( ابن جزرى ، بى تا ، ج 2 ، ص 277 ) . علت تأنيث فعل « تكن » واژه « مِّئَةٌ » است كه به صورت مؤنث به كار رفته است ( ابن خالويه ، 1421 ق ، ص 172 ) .