2 . عالمان و صاحب نظران علوم قرآن ، اصطلاح سياق را براى دلالت مقاليه به كار برده اند . شافعى ، اولين كسى كه اين اصطلاح را صريحا ذكر كرده است ، در الرساله بابى با عنوان « باب الصنف الذى يبين سياقه معناه » دارد كه در اين باب ، دو مثال براى بيان معنا از خلال سياق ذكر كرده و هر دو مثال مقاليه هستنند ( شافعى ، بى تا ، ص 52 ) . همچنين مفسرانى چون طبرى ، ابن عطيه ، ابن تيميه ، ابوحيان و ابن القيم سياق را دلالت مقاليه دانسته و از دلالت حاليه با عنوان حال يا مقام و يا قرائن الاحوال نام برده اند و هيچ كدام از دلالت حال با نام سياق تعبير نكرده اند .
ابن القيم مىگويد : « گاهى نيز جواب قسم حذف مىشود ؛ اما در نيت و مقصود كلام باقى است و اين حذف يا بدان سبب است كه جواب ظاهر و مشهور است و يا به دلالت قرينه حاليه حذف شده است مثل اين كه به كسى گفته شود بخور و او پاسخ مىدهد نه ، قسم به آن خدايى كه هيچ معبودى جز او نيست . . . ( نمى خورم ) . و يا اين حذف به دلالت سياق كلام بوده است . و بيشترين كاربرد اين مورد در جايى است كه مقسم به خود مقسم عليه باشد . و اين از روشهاى پركاربرد حذف جواب در قرآن است » ( ابن القيم ، بى تا ، ص 8 ) . اين عبارت ابن القيم نشان مىدهد كه وى دلالت سياق و حال را دو موضوع متفاوت مىداند .
3 . تعريف برخى از علماى متأخر نيز نشان مىدهد ، سياق تنها دلالت مقاليه است . شيخ بنانى در حاشيه بر جمع الجوامع مىگويد : قرينه سياق دلالت كلام ماقبل و مابعد است كه در رسيدن به فهم مقصود و معنا مؤثر است ( عطار ، 1420 ق ، ج 1 ، ص 20 ) .
بنابراين منظور از اصطلاح سياق در اين نوشتار كه نگارنده بر اساس آن به بررسى و تحليل اثر سياق در اختيار و نوجيه قراءات مىپردازد ، « تتابع مفردات ، جملات و آياتى است كه داراى انسجام و ارتباط معنايى و محتوايى در بستر ارتباط لفظى و ساختارى هستند » . علاوه بر دلايلى كه در علت اختيار اين تعريف بيان شد ، از آن جا كه هدف تحقيق حاضر ، بيان اثر سياق در اختيار قراءات است و مراد منابع دانش قراءات از سياق بيشتر همان سياق لفظى يا چينش الفاظ است ، تعريف سياق بر مبناى قرائن پيوسته لفظى مىتواند براى دستيابى به اين منظور راهگشا باشد .
2 - 1 - 3 . اهميت سياق در تفسير
استفاده از سياق در گفتگوهاى عرفى و تأثير آن در فهم متن ، از ديرزمان به عنوان يكى از اصول عقلايى در ساخت معناى استعمال واژه در ميان خردمندان جهان مطرح بوده است . توجه به سياق در حوزه انديشه اسلامى و استنباط حقايق قرآنى به زمان رسول خدا ( ص ) باز مىگردد .