« أَخَذَ » به وجه معلوم مىدانند ( ابن خالويه ، 1421 ق ، ص 341 ؛ مكى بن ابى طالب ، 1404 ق ، ج 2 ، ص 307 ) .
ب . ابوعمرو « أُخِذَ » به وجه مجهول خوانده است ( ابن جزرى ، بى تا ، ج 2 ، ص 384 ) . استناد ابوعمرو به اجماع قراء در قرائت فعل « يُؤْخَذْ » به وجه مجهول در آيه
« أَ لَمْ يُؤْخَذْ عَلَيْهِمْ مِيثاقُ الْكِتابِ أَنْ لا يَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ »
( اعراف : 169 ) است ( ابن زنجله ، 1402 ق ، ص 698 ) .
تحليل اثر سياق در اختيار قرائت : قراء سبعه فعل « أَخَذَ » را به دو وجه معلوم « أَخَذَ » و مجهول « أُخِذَ » قرائت كرده اند . منابع احتجاج قراءات سياق جملات را قرينه اى بر تقويت قرائت مشهور « أَخَذَ » مىدانند .
2 - 2 - 6 . اختلاف قرائت در وجه مخاطب ، متكلم ، و غائب
بيشترين نوع از اختلاف قرائتهايى كه سياق مؤيد يكى از وجوه قرائى است از اين نمونه است . اختلاف در وجه خطاب و تكلم و غيبت يا در فعل مضارع است يا در فعل ماضى . در فعل مضارع اختلاف بين خطاب و غيبت ، غيبت و تكلم ، تكلم و خطاب ، متلكم وحده و مع الغير ديده مىشود . در فعل ماضى اين اختلاف به صورت تغيير در ضماير نمود پيدا مىكند كه در ذيل به بررسى و تحليل آياتى كه اين نوع از اختلاف قرائت در آنها مشاهده مىشود ، مىپردازيم . قابل ذكر است چون در اين نوع از اختلاف قرائت معمولا يكى از وجوه قرائى هماهنگ با سياق و وجه ديگر التفات است نمىتوان در تحليل آيات آن نظرى قطعى داد ؛ زيرا هر چند يك وجه هماهنگ با سياق است اما در برابر سياق با اسلوب التفات روبه رو مىشويم كه از اساليب بيان در كلام عرب است و داورى بين سياق و اسلوب التفات در بيشتر موارد امكان پذير نيست .
2 - 2 - 6 - 1 . قرائت به وجه خطاب و غيبت
بيشترين نوع از اختلاف قرائتهاى قرآن كريم مربوط به اختلاف در وجه خطاب و غائب است . در هشتاد و يك مورد از اين نوع اختلاف قرائت ، سياق نقش داشته و مؤيد يكى از وجوه است . بيشتر اين نوع از اختلاف در كلمات پايانى آيات ديده مىشود به گونه اى كه واژه « تعملون » در دوازده مورد ، « تقولون » و مشتقات آن در پنج مورد ، « يشركون » در پنج مورد ، « يذكرون » در چهار مورد به هر دو وجه خطاب و غائب خوانده شده است .