سندى است كه در يك مورد در ذيل آيه 119 سوره بقره ص 122 مورد بررسى قرار گرفته و فاقد اعتبار دانسته شده است . و هنگام بررسى اين گونه روايات بايد دقت نمود كه در بيشتر موارد امام در صدد تفسير آيه بوده اند و تفسير امام عليه السلام از آيه به عنوان قرائت آيه دانسته شده است .
دسته سوم رواياتى است كه عموما در منابع قرائى مورد غفلت قرار گرفته و دانش قراءات و حتى مفسران و علماء در دوره معاصر نيز به اين گونه روايات و نقش آفرينى آنها در قراءات توجهى نداشته اند . در برخى رواياتى كه در كتب روايى ديده مىشود ، پيامبر صلى الله عليه وآله يا ائمه عليهم السلام جمله اى در تفسير آيه بيان داشته اند و يا از ادبياتى در كلام و روايات اهل بيت عليهم السلام استفاده شده است كه با تحليل متن روايت مىتوان روايت را مؤيد يك وجه قرائى دانست . يك نمونه از اين مورد ذيل آيه نه سوره بقره صفحه 88 بررسى شده است .
از ميان سه دسته از روايات ، روايات قسم اول كه از منابع اهل سنت استخراج شده است به دليل اختلاف در مبانى قرائى مورد پذيرش نويسندگان نيست . روايات قسم دوم نيز به نظر مىرسد در بيشتر موارد تفسير آيه است تا روايتى كه قرائت آيه را بيان كند . قسم سوم نيز روايتى نيست كه تصريح كند آيه به كدام وجه قرائت شود بلكه تحليل متن روايت مىتواند مانند ساير معيارهاى اختيار قرائت مؤيد يك وجه قرائى باشد .
هماهنگى با رسم الخط مصحف نيز قابل دفاع نيست ؛ زيرا اين گزارشها همگى مربوط به مصاحفى است كه در زمان شخص گزارش كننده موجود بوده يا حداكثر مربوط به مصاحف كهنى است كه طبيعتا در زمان خود قراء مشهور ، رايج بوده است حال آن كه هيچ كس مدعى نشده كه همه مصاحف عثمانى را ديده و با هم تطبيق داده است .
بنابراين در اين كتاب بر اساس مبناى نويسندگان بين معيارها تفاوتى وجود ندارد مگر روايتى كه صدور آن از معصوم مسلم باشد در اين صورت نوبت به اختيار قرائت بر اساس ساير معيارها نمىرسد .
1 - 1 - 3 . روش پژوهش
با توجه به هدف اصلى پژوهش كه بررسى و تحليل اثر سياق در اختيار و توجيه قراءات سبع است ، روشهاى استقراء ، توصيف ، تحليل محتوا و تطبيق و مقايسه مىتواند در دستيابى به اهداف مؤثر باشد . به منظور بيان اثر سياق به عنوان يك معيار در اختيار قرائت ، با شيوه عمل استقرائى به مطالعه كليه اختلاف قراءات پرداخته و قراءاتى كه به نوعى سياق مىتواند مؤيد يكى