تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اثر سياق در اختيار قراءات ( فارسى ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
اثر سياق در اختيار قراءات سبع است مبانى و اصولى وجود دارد كه قبل از بررسى موضوع اين مبانى ذكر مىگردد .

1 - 1 - 2 . مبانى تحقيق

در پژوهش حاضر ، مبانى و پيش فرض‌هايى وجود دارد كه بنا نمودن بحث بر پايه آن‌ها به استوارى تحقيق كمك كرده و زمينه‌هاى تفاهم نگارنده و مخاطب را بيشتر فراهم مىگرداند ؛ از جمله اين مبانى مىتوان به مبانى زير اشاره نمود : ميناى اول : اختلاف در قراءات قابل اسناد به پيامبر خدا ( ص ) نمىباشد ؛ زيرا ايشان فرمودند : « ولو أنَّ الناس قرؤا القرآنَ كَما أنزلَ ما اختلفَ اثنان » ( مجلسى ، 1404 ق ، ج 89 ، ص 48 ) يعنى اگر مردم قرآن را آن گونه كه نازل شده است ، قرائت كنند ، دو نفر نيز اختلاف نكنند . و قابل اسناد به ائمه عليهم السلام نيز نيست ؛ زيرا در حديث معتبر از امام باقر عليه السلام نقل شده است كه فرمودند : « إِنَّ الْقُرْآنَ وَاحِدٌ نَزَلَ مِنْ عِنْدِ وَاحِدٍ وَ لَكِنَّ الِاخْتِلَافَ يَجِيءُ مِنْ قِبَلِ الرُّوَاةِ ( كلينى ، 1365 ش ، ج 2 ، ص 630 ) سند روايت « الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ ع » معتبر است . در اين روايت امام عليه السلام منشأ اختلاف روايات را راويان و قراء دانسته اند . البته سكوت ائمه عليهم السلام در برابر اختلاف قراءات كه در برخى از منابع مؤيد وحيانى بودن اختلاف قراءات دانسته شده است ، مردود است ؛ زيرا آن بزرگان گاهى از باب تقيه همراهىهايى نموده اند ولى در مواردى كه مطالبى به رسول خدا نسبت داده مىشد كه آثار زيانبارى براى اسلام داشت به شدت در مقابل آن ايستاده و آن را مردود اعلام مىكردند ، مانند پاسخ امام صادق عليه السلام به سؤالى درباره نزول قرآن بر هفت حرف كه آن حضرت قاطعانه و كوبنده فرمودند : « كَذَبُوا أَعْدَاءُ اللَّهِ وَ لَكِنَّهُ نَزَلَ عَلَى حَرْفٍ وَاحِدٍ مِنْ عِنْدِ الْوَاحِدِ » ( كلينى ، 1365 ش ، ج 2 ، ص 630 ) . مبناى دوم : قرآن بر يك حرف نازل شده است و نزول هفت حرف داراى معناى استوارى نيست . همچنين تعدد و اختلاف قراءات ناشى از تعدد نزول نمىباشد . و موضوع « تيسير امر قرائت بر امت » نمىتواند ، تعدد نزول بر هفت حرف را توجيه كند ؛ زيرا تعدد قراءات ، جز در حوزه لهجه‌هاى عربى نه تنها موجب تيسير امر قرائت بر امت نمىباشد ، بلكه گاهى سبب تعسير و