تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اثر سياق در اختيار قراءات ( فارسى ) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
دشوارى و حيرت در تلاوت و فهم قرآن مىگردد . فراگرفتن و اجراى حجم زيادى از اصول و فروع قرائى كه در قراءات وجود دارد ، جز براى متخصصان فن قراءات امرى دشوار به نظر مىرسد . مبناى سوم : هر چند پاره اى از علل قراءات و توجيهاتى كه قرآن شناسان ، در تأييد قراءات ذكر كرده و در منابع احتجاج قراءات ثبت شده است ، مدتها پس از حيات ائمه قراءات مطرح شده است و دليل واقعى آن قراءات نيست . و اختيار بر اساس قرائن و دلايل قرآنى ، ادبى ، روايى براى اولين بار به طور وسيع در منابع احتجاج قراءات و تفاسير مطرح شده است ، و در اين نوشتار نيز در بيشتر موارد مراد از اختيار ، اختيار اديبان ، عالمان و صاحب نظران اين فن پس از قاريان سبعه و عشر است ؛ اما فرضيه تحقيق حاضر اين است كه قراء نيز در اختيار قرائت خود اجتهاداتى داشته اند و در كتاب حاضر با سه دليل نتيجه مىشود كه فرضيه مذكور قابل اثبات است : گزارشات خود قراء در برخى موارد بيانگر اجتهاد آنان در اختيار قرائت بوده است . نافع قارى مدينه مىگويد : من قرآن را بر هفتاد نفر از تابعين قرائت كردم و از ميان آن‌ها فقط قراءاتى را كه حداقل دو نفر از تابعين درباره آن‌ها داراى تفوافق نظر بودند ، اختيار كردم و بقيه را رها نمودم ( الابانه ، ص 45 ) . يا در قرائت آيه 249 سوره بقره ، كسايى مىگويد : اگر به جاى « اغْتَرَفَ » ، فعل « غرف » بود ، من قرائت « غَرْفَةً » به فتح غين را اختيار مىكردم ( ابن منظور ، 2005 م ، ماده غرف ) . پس كسايى سياق كلمات را علت اختيار قرائت مشهور مىداند . تحليل اختلاف قرائت قاريان در قرائت واژگان متشابه : در قرائت فعل « فتحنا » در تمامى آيات ابن عامر به سياق توجه داشته و هماهنگى با كلمه بعد دليل قرائت به تشديد يا تخفيف در نزد ابن عامر بوده است كه در ص 66 تا 72 به اين موضوع پرداخته شده است . سبك نگارش كتب احتجاج قراءات : در كتب احتجاج ديده مىشود برخى از نويسندگان منابع توجيه قراءات در ابتدا به دلايل اختيار هر يك از وجوه قرائى پرداخته و در پايان بحث به بيان نيكو بودن يك وجه از قرائت در نزد خودشان اشاره مىكنند كه گاهى دليلشان خارج از دلايلى است كه در علت اختيار هر يك از وجوه قرائى در ابتدا بيان كرده اند و اين نشان مىدهد مؤلفان منابع احتجاج قراءات ابتدا به نقل قول‌هاى سابق پرداخته و سپس داورى بين اقوال را انجام داده اند . اين موضوع در ص 101 - 102 ذيل آيه 21 سوره طور مطرح شده است .