داده مىشود . فخر رازى مىنويسد : اسناد ضلالت به كسانى كه كفر ورزيدند نيكوست ؛ زيرا اگر اينان خود گمراه باشند كه اين اسناد نيكوست و اگر گمراه كننده ديگران باشند ، باز هم اسناد صحيح است ؛ زيرا گمراه كننده ديگران بدون شك خود نيز گمراه است ( فخر الدين رازى ، 1420 ق ، ج 16 ، ص 46 ) . ابوعلى فارسى نيز گفتارى مشابه دارد : « من قرأ « يضل » بفتح الياء و كسر الضاد قال الذين كفروا لا يخلو أن يكونوا مضلين لغيرهم أو ضالين هم فى أنفسهم فإذا كان كذلك لم يكن فى حسن اسناد الضلال فى قوله « يضل » اشكال ، ألا ترى أن المضل لغيره ضال بفعله إضلال غيره كما ان الضال فى نفسه الذى لم يضله غيره لا يمتنع اسناد الضلال اليه » ( ابوعلى فارسى ، 1404 ق ، ج 4 ، ص 306 - 307 ) . كتب حجة القراءات علت اختيار قرائت به وجه معلوم را نيز سياق جملات مىدانند ؛ زيرا در جملات بعد آمده است : « يُحِلِّونَهُ عَامًا وَيُحَرِّمُونَهُ » ( ابن خالويه ، 1421 ق ، ص 175 ؛ ابن زنجله ، 1402 ق ، ص 318 ) .
تحليل اثر سياق در اختيار قرائت : فعل « يُضَلُّ » به دو وجه « يُضَلُّ » و « يَضِلُّ » قرائت شده است . طرفداران هر دو وجه قرائى به سياق جملات استناد مىكنند . سياق در قرائت مشهور يك سياق لفظى و در قرائت ديگر ، سياق معنوى است . اما قرينه اى كه دلالت داشته باشد كدام وجه قرائى به سياق نزديك تر است يافت نشد و چنان كه منابع توجيه قرائت بيان مىكنند هر دو وجه همانگ با سياق است . تنها نكته اى كه به نظر نگارنده مىرسد اين است كه در ابتداى آيه سخن از اين است كه تأخير در ماههاى حرام ، فزونى در كفر است و مسلما كسى كه اين كار را انجام مىدهد خود كافر و با اين عمل كفرش بيشتر و گمراه تر مىشود پس قرائت غير مشهور با سياق تناسب بيشترى دارد .
9 .
( وَ يَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبالَ وَ تَرَى الْأَرْضَ بارِزَةً وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً )
( كهف : 47 )
« و [ ياد كن ] روزى را كه كوهها را به حركت درمىآوريم ، و زمين را آشكار [ و صاف ] مىبينى ، و آنان را گرد مىآوريم و هيچ يك را فرو گذار نمىكنيم » .
فعل « نُسَيِّرُ » به دو وجه « نُسَيِّرُ » و « تُسَيَّرُ » قرائت شده است :
الف . قرائت مشهور آيه « نُسَيِّرُ » با نون است ( دانى ، 1930 م ، ص 144 ) . فعل « نُسَيِّرُ » فعل مضارع معلوم بر وجه متكلم مع الغير است . در قرائت مشهور فعل به خداوند متعال اسناد داده مى