بررسى و تحليل پديده نوستالژى در شعر معاصر ايران و عراق
دكتر مهين حاجىزاد « 1 »
علىفضا مرادى « 2 »
چكيده
پديده نوستالژى به عنوان موضوعى روان شناختى يكى از ويژگىهاى ادبيات و هنر معاصر و انعكاس واقعى در ادبيات است كه در طول تاريخ ادبى ، همواره مطرح بوده و در هيچ دورهاى از ادوار تاريخ ادبى ، كم رنگ نشده است ، بلكه همواره شعرايى بودهاند كه بنا به دلايلى ، از جمله عدم سازش با جامعه و ياسلطه حاكم ، راه غربت را در پيش گرفته و به سرزمين غربت هجرت نمودهاند . نوستالژى در معناى عام كلمه ، پديدهاى است كه سابقهاى به قدمت زندگى بشرى داشته و همواره يكى از دغدغههاى زندگى بشرى بوده است . اما سابقه اين امر در معناى خاص ، يعنى نوستالژى ادبى كه مدّ نظر اين مقاله است ، اصطلاحى است كه از روان شناسى وارد ادبيات گرديده و در شعر شعراى معاصر از نمود خاصى برخوردار مىباشد . چرا كه در ادبيات معاصر به دليل شرايط سياسى ، اقتصادى ، خانوادگى ، روحى شاعر و پيشرفتهاى سريع و حيرتآفرين تمدن و صنعت و ديگر شرايط موجود زمانى و مكانى دوره معاصر ، اين پديده بارزتر و متنوعتر شده و خود را به عنوان يك موضوع مهم و اساسى ، بر شعر شعرا تحميل كرده است . بديهى است كه بسيارى از موضوعات ادبى كه ريشه در روان شناسى داشته و بعدها وارد ادبيات شدهاند ، تنها اختصاص به شعراى يك ملت نداشته ، بلكه به عنوان موضوعاتى عمومى همواره به عنوان دغدغه شعرا ، مطرح بودهاند . مقاله حاضر پديده نوستالژى را به گونهاى تطبيقى در شعر برخى شعراى معاصر ايرانى از جمله نيما يوشيج ، مهدى اخوان ثالث ، نادر نادرپور و منوچهر آتشى و برخى شعراى معاصرعراقى از جمله بدر شاكر السياب ، عبد الوهاب البياتى و بلند الحيدرى مورد بررسى و تحليل قرار مىدهد .
كليد واژه : نوستالژى ، غم غربت ، شعر معاصر ايران ، شعر معاصر عراق ، دورى از وطن .
هامش
( 1 ) . دانشيار دانشگاه شهيد مدنى آذربايجان /hajizadeh tma @ y ahoo . com( 2 ) . كارشناس ارشد زبان و ادبيات عرب /Mora dialifaza @ yahoo . com