تاثير مكتب عرفان بغداد بر عرفان خراسان با تاكيد بر مفهوم سكوت
مجيد هوشنگى « 1 »
كبرى فريدونى « 2 »
چكيده
از مهمترين مفاهيمى كه در شكلگيرى مكاتب و جهانبينىها مورد توجه و بررسى قرار مىگيرد ، پرداختن به بنيانها ، بسترها و همچنين اصل تاثيرپذيرى و پيشينه آن مكتب و انديشه است . در اين جا است كه نقش مكتب مولد در انسجام و جهتگيرى مكتب مولود ، كاملا پررنگ شده و روابط عميق و چند لايهاى از اين گفتمان نمودار مىشود و ارزشها و برجستگىها و يا نقاط ضعف و انحطاط آن بوضوح بيشترى نمايان مىگردد . پس با اين نگاه مىتوان مبادلات و گفتمان مشترك دو مكتب بنيادين و اصلى عرفانى ، يعنى مكتب عرفان بغداد و مكتب عرفان خراسان را مورد بررسى و تحليل قرار داد و روابط پنهان و آشكار آن را تجزيه و تحليل نمود و حتى مقوله تطبيق فلسفى و فكرى اين دو مكتب را در سطح خرد و كلان و كليات و جزئيات مورد توجه قرار داد .
اين پژوهش سعى بر آن دارد تا پس از بيان لايههاى تاثير پذيرى مكتب عرفانى خراسان از مكتب عرفانى بغداد و تحليل روابط كلان آن دو ، به بررسى مصداقى مفهوم سكوت در اين دو مكتب پرداخته و با توجه به عوامل ، ريشهها و نشانههاى مشترك هر دو مكتب ، به ابعاد چندگانه مفهوم سكوت و خاموشى به عنوان يكى از اصول مهم عرفان در مكتب عراق و نقش آن در نظام بخشيدن به مكتب عرفان خراسان بويژه شكلگيرى نظام انديشگانى عارفان مهم اين مكتب چون عطار نيشابورى پرداخته و در نهايت اين نتيجه اثبات گردد كه تلقى عارفان مكتب خراسان در لايههاى متعدد ، به طور مستقيم تحت تاثير مكتب عرفانى بغداد بوده است .
كليد واژه : مكاتب عرفانى ، عرفان بغداد ، عرفان خراسان ، سكوت ، عطار نيشابورى .
هامش
( 1 ) . دكترى زبان و ادبيات فارسى / .Hous hangi . majid @ g mail . com( 2 ) . كارشناسى ارشد زبان و ادبيات فارسى . /akfere idouni @ yahoo . com