جايگاه بابان در روابط ايرانىعثمانى از سقوط صفويه تا اواخر افشاريه
ههردى مهدى ميكه « 1 »
چكيده
يكى از علتهاى اختلاف ميان ايرانى - عثمانى از زمان تأسيس دولت صفويه به بعد مسأله حكام مناطق كردنشين بابان واردلان بود . بابانها برعكس اردلانها از لحاظ سياسى ومذهبى بيشتر مناسبات وتمايلات خودشان را در فلك دولت عثمانى قرار مىدادند ، اگرچه اين مناسبات در معرض فراز و نشيب قرارگرفته بود .
حكام اردلان نقش مهم در حفظ مرزهاى غربى ايران داشتند ، امراى بابان نيز براى حفظ مرزها و قدرت خودشان نقش مهمى در روابط خارجى عثمانىها ايفاكردند . از زمان تاسيس امارت بابان توسط خانان بهبه ، بابانها از جمله رؤساى وفادار به دولت عثمانى به شمار مىرفتند ، ليكن دولت عثمانى در نيمه اول قرن هيجدهم براى حفظ نفوذ وترس از مستقل شدن حكام ، سلطه خود را بر بخش وسيعى از كردستان گسترش دادو رويكرد تعامل خود را تغيير داد و در صدد كاهش قدرت امراى محلى بود . اين سياست جديد براى بابانها تغيير خطرناكى بود و به همين علت براى باز گرفتن قدرت و حفظ نفوذ خود در اين دوره تمايلات خودرا با دولت ايران در اواخر صفويه و افشاريه نشانداد ، ومناسبات بهترى با دولت ايران داشت .
از طرف ديگر نادر شاه بعد از شكست شاه طهماسب صفوى در برابر عثمانى ، در سال 1145 ق او را از سلطنت خلع كرد و چند سال بعد سلسله پادشاهى افشاريه را بنياد نهاد . نادرشاه براى حفظ مرزها وبرگرداندن زمينهاى از دسترفته دوره صفويه ، مناطق كردنشين ايالت شهرزور بابان و ديگر مناطق عراقرا تحت تاثير حملات خود قرارداد . در راستاى حملات و فراز و فرود روابط افشاريهعثمانى ، بابانها نقش مهمى ايفاكردند و گاهى با نادرشاه و گاهى عليه او بودند .
هامش
( 1 ) . دانشجوى دكتراى گروه تاريخدانشگاه تهران .