برهم كنشهاى فرهنگى ايران و بين النهرين در دوران پيش از تاريخ و تاريخى بر اساس دادههاى باستان شناختى
بهزاد مهدى زاده « 1 »
دكتر حسن ولايتى « 2 »
چكيده
ارتباطات فرهنگى دو كشور ايران و عراق به قدمت حضور اولين تمدنها در منطقه آسياى غربى است . هر حكومتى كه در يكى از اين دو كشور ظهور مىكرد به ناچار مىبايست از امكانات صنعتى و هنرى همسايگان خود براى افزايش سطح رفاه و بسط قدرت سياسى و نظامى خود بهره مىگرفت . تنگههاى رشته كوه زاگرس و دشتهاى جنوب بين النهرين محل مناسبى براى ايجاد تعامل بوده است ؛ تجارت و جنگهاى منطقهاى و بين المللى از عوامل اصلى گسترش و برخورد انديشههاى آنها بود كه در طول قرنها تداوم داشت و خواسته يا ناخواسته موجب انتقال هنرها ، صنايع ، ابزارآلات و فنون ساخت بناهاى مذهبى و غير مذهبى مىشد . در دوران پيش از تاريخ زاگرس مركزى ايران كانون نوآورىهاى سفالى و معمارى بوده است مثل ابداع سفال چرخ ساز و معمارى زيرزمينى ، كومهاى و مربع شكل كه در ايران و بين النهرين گسترش يافتند . اما در دوران تاريخى هنر قلعه سازى ، ستون و سرستون سازى ، حجارى و پارچه بافى از بين النهرين به ايران آمد و به تحول و تركيب هنرها در ايران كمك رساند . اشكانىها هنر شهرسازى را در بيستون ، سلوكيه ، نيپور و آشور توسعه دادند و آنها را به مراكز هنرهاى ظريف تر مثل گچبرى و مجسمه سازى تبديل كردند . با ظهور دين اسلام و تشكيل دولت يكپارچه در منطقه آسياى غربى ، هنرهاى مذكور به مثابه امانتى به بين النهرين پس داده شد تا در اعتلاى فرهنگ و تمدن اسلامى موثر واقع شوند .
كليد واژه : برهم كنش فرهنگى ، ايران ، بين النهرين ، دادههاى باستان شناسى ، معمارى و هنر .
هامش
( 1 ) . كارشناس ارشد باستان شناسى دانشگاه تهران .
( 2 ) . استاديار گروه باستان شناسى دانشگاه تهران .