بهر استقبال موكب ، صف ببنديد از دو سو * توسن نظّاره را هر سو سبك جولان كنيد
كاينك از راه شهريار ملك امكان مىرسد * در ركابش خيل دلها خوش به سامان مىرسد
سالك راه بقا كى مايل دنيا بود * يك جرس از مجلس دنيا و مافيها بود
منزل عمر سبكرو هست آخر آخرت * منتهاى زندگانى عاقبت عقبى بود
عرصه عالم نباشد غير ماتم خانهاى * ماتم عالم ز رنگ آسمان پيدا بود
آن كه بودى مقتداى خلق عالم اين زمان * در مقام قرب با يكتاى بىهمتا بود
ترك كثرت كرده جا در عالم وحدت گزيد * جسمش اكنون پيشواى عالم بالا بود
آه شبهايش كنون گرديده زلف حور عين * طاعت مقبولش اكنون چهره حورا بود
دل ز تدريس بنى آدم به كلّى برگرفت * اين زمان مشغول درس علّم الأسما بود
آن كه در فكر جهانى بود يارب از چه روى * اين زمان چندين ز حال خلق بىپروا بود
روز محشر بىحساب « اشرف » به جنّت مىرويم * گر چو دنيا هم در آن عالم به فكر ما بود