رفته از دنياى دون آن درّة التاج قبول * چون دعاى مستجاب خود به معراج قبول
بهر استدعا كه را گيريم دامان ، بعد از اين * از كه گردد مشكلات خلق آسان ، بعد از اين
كيست تا داند كماهى حكم دين ، بايد نهاد * دفتر احكام را بر تاق نسيان بعد از اين
آن كه دايم بر غريبان رحم مىكردى گذشت * هست جاى رحم بر حال غريبان بعد از اين
آن كه حكمش شحنه احكام ايمان بود ، رفت * دست بر دلها گشايد دزد شيطان بعد از اين
ابروى محراب را ديگر كه خواهد بود چشم * كيست مسجد را دگر شمع شبستان بعد از اين
نور از روى كه مىگيرد چراغ شرع ، باز * رونق از رأى كه گيرد دين و ايمان بعد از اين
هر كه خواهد فيض ، در پاى كه مىافتد دگر ؟ * كافر از دست كه مىگردد مسلمان بعد از اين
اعتبار محضر و فتوى دگر از مُهر كيست ؟ * مدّعاى خلق را گويد كه برهان بعد از اين
از كه پرسم شبهه احكام ايمان را جواب * با كه گويم شكوه آزار دوران بعد از اين
نيست عالم بى بقاى عالم آراى نكو * بر جهان بايد كشيدن خطّ بطلان بعد از اين