تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محقق مجلسى ( شرح احوال و آثار فقيه عارف ) ( فارسى ) — صفحة 531

مساهمون:

ص٥٣١
كشتى تابوت او را مىبرد درياى اشك * بس كه عالم را به مرگ خويش گريبان كرد و رفت اشك غم را سر به جان چشم حيران داد و خفت * خنده را وابسته چاك گريبان كرد و رفت ذرّه پرور آفتاب آسمان معرفت * صبح عيش دوستان را شام هجران كرد و رفت كرد عالم را به چشم عالمى تاريك و تنگ * شمع ايمان را چراغ زير دامان كرد و رفت بعد از آن كايوان دل‌ها را عمارت كرده بود * از هجوم اشك حسرت باز ويران كرد و رفت آن حساب خلق را مادر ، يتيمان را پدر * جان ابناى زمان را وقف حرمان كرد و رفت نشأه فيضى كه از جام شريعت مانده بود * خورد بر دل‌ها و عالم را مسلمان كرد و رفت جان‌فزا دم عيسى دار الشفاى معرفت * درد عالم را به لطف عام درمان كرد و رفت ديده هر جا شبهه اى از علم برهان گفت و برد * بود هر جا مشكلى از فكر آسان كرد و رفت بلبل دستان سراى بوستان معرفت * ز آشيان دهر ، ميل باغ رضوان كرد و رفت
سالك راه طريقت ، پير غم پروردِ دين * دل ز دنيا برگرفت از اشتداد دردِ دين