تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محقق مجلسى ( شرح احوال و آثار فقيه عارف ) ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
قبر عارف بزرگ اردبيلى در مسجد معروف به مسجد ملا محقّق ، زيارتگاه اهالى بيدگل مى باشد . اين مسجد به همّت مرحوم حاج شيخ عباس محقّق كاشانى از اعقاب آن مرحوم تجديد بنا شده است . در اين جا به برخى از عرفاى معاصر مولانا محمد تقى در اصفهان اشاره مى كنيم : 1 . شيخ محمد على مؤذّن خراسانى . « 1 » 2 . مير محمد باقر اردستانى . « 2 » 3 . درويش بابا كلبعلى . « 3 »
هامش
( 1 ) . « مشار اليه مشهدى است . در به دو حال در خدمت مير محمد زمان مشهور به مجتهد به تحصيل اكتساب علوم دينى مشغول بوده اند . . . به خدمت . . . درويش حاتم كه از جمله درويشان خردمند آن ديار فيض آثار بود شتافت . . . چون آن درويش حقيقت كيش از عالم فانى به عالم جاودانى انتقال نمود . . . در جوار سكناى خويش خانقاه سامان نموده ، به هدايت گم گشتگان تيه غوايت پرداخت ، و جمع كثيرى را مريد اطوار هنجار خويش ساخت . . . در سنه 1065 جمع كثيرى و جمّ غفيرى را كفيل اخراجات ضرورى شده ، و از راه توكل ، به اتفاق آن جماعت بى بضاعت ، احرام طواف بيت الله الحرام بسته ، از مشهد مقدّس عازم صوب عرفات مقصد شد . . . به خطّه پاك طوس آمده ، معتكف خانقاه تصوّف شد . و بعد از مدّتى عازم بلده اصفهان بهشت نشان گرديده ، در آن جا در زواياى اختفا لواى انزوا برافراخته ، در اين ولا كه 1076 هجرى است به مطالعه كتب احاديث مشغول است . از جمله تأليفات آن جناب شرحى است به عبارت فارسى بر اسرار الصلاة شيخ زين الدين . . . و نسخه اى ديگر موسوم به تحفه عباسى » . قصص الخاقانى ج 2 ص 184 - 186 . ( 2 ) . « در قريه سيچان دارالسلطنه اصفهان لواى ترك و تجريد برافراخته . . . وهذا اليوم كه سنه 1076 هجرى است به عنايت توفيقات ربّانى به هدايت صحرانشينان وادى نادانى مشغول است . مشهور است كه آن بزرگ دانش منش ، جمع كثيرى از مخالفان ملّت خيرالبشر را به ملت اسلام درآورده . . . سنّ شريف ايشان هذا اليوم در عقد 74 است . مدّت چند سال شد كه قائم الليل و صائم النهار است . . . جمّ غفيرى از شيعيان دين مبين از راه اخلاص و اختصاص دست ارادت به دو داده ، مريد وضعش گرديده اند . از جمله آثار مؤمى اليه مدرسه و بقعه اى است متّصل به مسجد لنبان ، و بقعه اى است در قريه كاخ ، و بقعه اى در قريه جوى آباد دارالسلطنه اصفهان » . همان ص 191 - 192 . ( 3 ) . « مدّت چند سال در آستانه مقدّسه . . . نجف اشرف به خدمت سقايى اقدام داشته . . . عازم كوه كيلويه گرديد ، و در يكى از مغاره هاى جبال آن ديار ، پوست تخت اقامت انداخته ، به ذكر خفى مشغول ، و رسيد بدانچه رسيد . . . سكنه كوه كيلويه اكثرى مريد اطوار اويند و مشار إليه را مستجاب الدعوة مى گويند . . . مورد عنايات و توجّهات پادشاهانه گرديد . . . به عرض رسانيد كه حضرت يعسوب الدين را در واقعه ديدم به من فرمودند كه در ولايت كاشان سكنى اختيار كن . . . موازى چند جريب زمين و قدرى آب در ولايت كاشان بديشان عنايت و مرخّص نمودند . . . در آن مكان بقعه اى جهت نشيمن بنا نهاده ، مدت ها در آن مكان به عبادت ملك علام و خدمت متردّدين طريق عرفان قيام داشت . . . در شهر ذى حجه سنه 1075 يك دو نفر به اغواء مقوّمين آن ولايت . . . به قتل آن بيچاره در شب اقدام نمودند » . همان ص 190 - 191 .