تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
- صلوات اللّه عليه - تحت كلام خالق و فوق كلام مخلوق است » 62 و همهء خطبا و بلغا از آن حضرت فراگرفته‌اند . نهم : آنكه جميع صحابه به آن حضرت رجوع مىكردند در احكام ؛ و از او فرامىگرفتند فتاوى را ؛ و پناه به او مىبردند در حلّ مشكلات و جلايل اموره . و ردّ كرد بر عمر در احكام بسيار : از آن جمله آنكه عمر حكم كرده بود به رجم و سنگسار كردن زن حامله كه اقرار به زناى خود كرده بود . پس منع كرد حضرت آن را و فرمود كه : « اگر تو را بر اين سلطنتى باشد ، بر فرزندى كه در شكم اوست ، سلطنتى نيست . مهلت ده او را تا وضع حملش بشود و فرزند را از شير بازگيرد . » عمر فرمان آن حضرت را قبول كرد و گفت : « لو لا علىّ لهلك عمر . » 63 ( يعنى : اگر علىّ نمىبود ، هر آينه عمر هلاك مىشد . ) و ديگر آنكه در زمان عمر زنى را آوردند كه شش ماهه وضع حمل او شده بود . عمر گفت : آن زن را رجم كنند . حضرت او را منع فرمود . عمر سبب آن را پرسيد . فرمود كه : « اللّه تعالى در كلام مجيد فرموده :
وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ / 15 A / شَهْراً
( يعنى : مدّت حمل او از شير بازگرفتن سى ماه است . ) و در آيهء ديگر فرموده :
وَ الْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ
( يعنى : مادران شير مىدهند فرزندان خود را دو سال تمام . ) پس مدّت رضاعت دو سال است و آنچه باقى مىماند از سى ماه ، شش ماه است . پس اقلّ مدّت حمل ، شش ماه