تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
و امّا خوارج ، پس فضلاى ايشان همگى بازگشت به آن حضرت داشته‌اند و از آن جناب فراگرفته‌اند . و امّا اصحاب علم طريقت ، پس همهء صوفيان اسناد مىدهند خرقه را به امير المؤمنين - صلوات اللّه عليه - . و امّا اصحاب جوانمردى و شجاعت ، پس بازگشت همه به آن حضرت است . زيرا كه جبرئيل - عليه السلام - نازل شد از آسمان روز جنگ احد و مىفرمود : « لا سيف إلّا ذوالفقار لا فتى إلّا علىّ . » 60 ( يعنى : نيست شمشيرى غير ذو الفقار و نيست جوانمردى بجز علىّ . ) و رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - روزى بيرون آمد
/ 14 B /
از منزل مبارك ، شادان و خوشحال و فرمود : « من جوانمرد ، پسر جوانمرد ، برادر جوانمردم . » 61 امّا اينكه آن حضرت جوانمرد است ، به جهت آنكه سيّد عرب بود . و امّا اينكه پسر جوانمرد بود . زيرا كه فرزند خليل الرحمن بود - عليه السلام - و حقّ تعالى در حقّ او فرموده در كلام مجيد
فَتًى يَذْكُرُهُمْ
« 1 »
يُقالُ لَهُ إِبْراهِيمُ .
( يعنى : « جوانمردى آنها را ياد كرده « 2 » كه او را ابراهيم مىگويند . ) و امّا اينكه برادر جوانمرد است ، به جهت آنكه برادر امير المؤمنين - عليه السلام - بود ، و جبرئيل - عليه السلام - دربارهء او فرموده « لا فتى إلّا علىّ . » ( يعنى : نيست جوانمردى بجز علىّ . ) ) 6 ( - و امّا علم فصاحت : پس آن حضرت اصل و سرچشمه و منبع آن بود ، و آن عالىجناب به اعلى مراتب آن رسيده تا آنكه گفته‌اند كه « كلام آن حضرت
هامش
( 1 ) . س : - يذكرهم . ( 2 ) . س : - آنها را ياد كرده .