داشت و گريه مىكرد گريهء شديدى . آن سيّد انبيا به استقبال آن سيّده آمد و امام حسين را از دوش او گرفت و فرمود كه : « سبب گريهء تو چيست يا فاطمه ؟ ! »
گفت : « يا رسول اللّه ! زنان قريش مرا سرزنش مىكنند و مىگويند : پدر تو شوهر داد تو را به فقير بىچيزى . »
/ 107 A /
پس پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - گفت : « چنين حرفى مگو و بد است كه از تو اين سخن را بشنوم من . بدرستى كه من تو را شوهر ندادم تا آنكه اللّه تعالى تو را شوهر داد از بالاى عرش و شاهد شد بر اين جبرئيل و او را گواه گرفت ؛ و نظر كرد به اهل دنيا ؛ پس اختيار كرد از ميان خلايق ، پدر تو را و به پيغمبرى فرستاد ؛ و بار ديگرى نظر كرد و انتخاب نمود از ميان ايشان علىّ را ، پس وحى فرمود به من كه تو را به زنى به او دهم و بگردانم او را وصىّ و وزير خود ؛ و علىّ قوىدلترين مردم است و داناترين مردم است و بردبارترين « 1 » مردم است و پيشترين مردم است در اسلام و سخىترين مردم است و نيكو خلقترين مردم است .
يا فاطمه ! بدرستى كه من مىگيرم روز قيامت لواى حمد را و كليدهاى بهشت را به دست خود . پس به علىّ مىدهم و خواهد بود حضرت آدم و اولاد او در تحت آن لوا .
يا فاطمه ! من باز مىدارم علىّ را فردا بر كنار حوض كوثر كه آب دهد به امّت من . هركه شناخته باشد او را و دو پسر تو را حسن و حسين كه دو سيّد جوانان اهل جنّتاند و مكتوب شده اسم ايشان در تورات موسى به شبّر و شبير و اللّه تعالى ايشان را حسن و حسين ناميد به جهت كرامت من و ايشان به نزد جناب
هامش
( 1 ) . س : بردهبارترين .