تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١

بحث دهم در خطاب فرمودن حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - آن حضرت را به لفظ امير المؤمنين

روايت كرده اخطب خوارزمى در كتاب مناقب از ابن عبّاس كه گفت : روزى حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - در صحن خانهء مطهّر خوابيده ، سر مبارك در كنار دحيهء كلبى گذاشته بود . پس داخل شد علىّ بن ابى طالب و گفت : « السلام عليك يا رسول اللّه ! چگونه صبح كرد رسول خدا و احوال آن حضرت چه نحو است ؟ » حضرت رسول فرمود كه : « به حمد اللّه ، احوال به خير است . » پس دحيهء كلبى خطاب به آن حضرت نموده ، گفت : « يا علىّ ! من تو را دوست مىدارم و نزد من فضيلت و مدحتى است از براى تو كه تو را به آن خبر مىدهم . بدرستى كه تو امير مؤمنانى و قائدرو و دست و پا سفيدانى ؛ و سيّد اولاد آدمى به غير از پيغمبران ؛ و در روز قيامت لواى حمد به دست تو خواهد بود . مىخرامى تو و شيعهء تو با محمّد و گروه او به سوى بهشت . بدرستى كه رستگارى يافت هركه پيروى تو كرد و تبه‌روزگار و زيانكار شد كسى كه بغض تو ورزيد . دوستان محمّد ، دوستان تواند و دشمنان آن حضرت دشمنان تو . هرگز نخواهد رسيد به ايشان شفاعت محمّد - صلّى اللّه عليه و آله - نزديك من آى اى برگزيدهء خداى ! »
/ 92 A /
و سر مبارك آن حضرت را برداشته ، در كنار او گذاشت . حضرت رسول فرمود كه : « اين چه همهمه و صداست ؟ »