تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
عمره كند ، و آن كس كه هدى آورده ، بر احرام خود باقى باشد . بعضى اطاعت كرده و محل شدند ؛ و بعضى مخالفت كرده ، چنان بر احرام خود باقى ماندند . و بعضى از مخالفان « 1 » مىگفته كه : رسول خدا آشفته‌موى و گردآلوده است . ما جامه بپوشيم و روغن بماليم و با زنان نزديكى كنيم . سخن ايشان به سمع مبارك آن حضرت رسيد ، از اين حركت منع نمود مخالفين را و فرمود كه : « اگر من سياق هدى نكرده بودم ، هر آينه محل مىشدم و آنچه كرده بودم ، عمره محسوب مىداشتم . كسى كه هدى با خود نياورده باشد ، البتّه بايد محل شود . » پس بعضى از مخالفين محل شدند و بعضى ديگر باز بر مخالفت باقى ماندند و از جمله ايشان عمر بن خطّاب بود . پس آن حضرت - صلّى اللّه عليه و آله -
/ 86 B /
او را طلبيده ، فرمودند كه : « چرا تو را محل نمىبينم و حال آنكه سياق هدى نكرده‌اى و من فرمودم كه هركه سياق هدى نكرده محل شود ؟ ! » عمر در جواب آن حضرت گفت : و اللّه يا رسول اللّه ! من محل نمىشوم و تو محرم باشى . آن سيّد فرمود كه : « تو ايمان نخواهى آورد به عمرهء تمتّع تا آنكه بميرى . » و لهذا عمر اصرار داشت بر انكار حجّ تمتّع تا آنكه اعلان كرد بر منبر در ايّام خلافت خود و وعدهء سياست كرد بر كسى كه عمرهء تمتّع به جا آورد .

[ واقعه غدير خم ]

و چون حضرت رسالت‌پناه حجّ به جا آورده ، روانهء مدينه شدند با گروهى كه همراه بودند از مسلمانان ، در اثناى راه به جايى رسيدند كه او را غدير خم
هامش
( 1 ) . س : - بعضى از مخالفان .