( يعنى : « بارالها ! اين از من است و من از اويم ؛ و نسبت او به من به منزلهء نسبت هارون است به موسى ؛ و كسى كه من مولاى اويم ، پس اين علىّ مولاى اوست . » )
آن حضرت - صلوات اللّه عليه - مسرور شده ، رفتند ؛ و عمر بن خطّاب عقب او رفت و گفت : « بخّ بخّ لك يا أبا الحسن ! أصبحت مولاى و مولى كلّ مسلم . » 232
( يعنى : « بهبه ! خوش باد تو را يا ابا الحسن ! كه امروز تو صاحب اختيار من و صاحب اختيار هر مسلمانى . » )
حذيفة بن اليمان گفت كه پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - مؤاخات ميانهء مهاجرين و انصار قرار داد ؛ و هركس را با نظير خود برادر ساخت . پس دست امير المؤمنين را گرفت و فرمود : « اين برادر من است . »
و حذيفه گفت : « آن حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - سيّد المرسلين و امام المتّقين و رسول ربّ العالمين بود ؛ و او را شبيه و نظير نبود ؛ و علىّ برادر او بود . » 233
و اين منزلت عظيم و مرتبهء شريفى است كه از براى غير آن حضرت حاصل نشد از امّت - صلوات اللّه عليه - .
بحث چهارم در سدّ ابواب است
و آنچنان بود كه حضرت خاتم النبيّين - صلّى اللّه عليه و آله - فرمود كه در خانهها را از مسجد مدينه مسدود سازند الّا در خانهء امير المؤمنين - صلوات اللّه عليه - را ؛ و