آن افراط است در امنيت . )
« و إن جدّدت « 1 » له النعمة أخذته العزّة ؛ » ( « و اگر متجّدد شود و تازه و پى در پى حاصل شود او را نعمت ، مىگيرد او را تكبّر و عزّت . » )
« و إن أصابته مصيبة فضحه الجزع ؛ » ( « و اگر برسد او را مصيبتى و بليّتى ، رسوا مىكند او را بىقرارى و زارى . »
و فضيحت جزع رذيلتى است
/ 68 B /
كه لازم آن تفريط است از فضيلت صبر بر مكاره . )
« و إن أفاد مالا أطغاه الغنى ؛ » ( « و اگر فايده گيرد از مالى ، طاغى و ياغى سازد او را توانگرى . »
و طغاى غنى رذيلتى است كه لازم آن افراط است در كثرت مال . )
« و إن عضّته الفاقة شغله البلاء ؛ » ( « و اگر بگزد او را درويشى و ضرر رساند به او بىچيزى ، مشغول گرداند او را بلا و محنت . »
و اين اشتغال به محنت ، رذيلهء تفريط است در فضيلت صبر بر فقر . )
« و إن جهد به الجوع قعد به الضعف ؛ » ( « و اگر كوشش دهد و در تعب اندازد او را گرسنگى ، بيندازد او را سستى و ناتوانى . »
و قعود از ضعف لازم تفريط است در اعتدال . )
« و إن أفرط به الشّبع كظّته البطنة » ( « و اگر از حدّ بگذرد او را سيرى و پرخورى ، در تعب و رنج اندازد او را افراط طعام و پرخورى . »
و « كظّت بطنه » رذيلتى است كه لازم آن افراط در فضيلت اعتدال در اكل
هامش
( 1 ) . س : جدّد .