تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
در رجاء ؛ و اجتناب از او لازم است ، به سبب لزوم مذّلت و حرص ملك ، چنانچه
/ 68 A /
فرموده كه : ) « و إن هاج به الطمع أهلكه الحرص ؛ » ( « و اگر هيجان كند به او طمع در دنيا ، به هلاكت آورد او را حرص » در هر دو سرا . ) « و إن ملكه اليأس قتله الأسف . » ( « و اگر دست دهد او را نوميدى » كه رذيله است ، تفريط است از فضيلت عدل در رجأ « مىكشد او را اندوه خوردن بر مافات . » ) « و إن عرض له الغضب اشتدّ به الغيظ ؛ » ( « و اگر عارض شود او را غضب و خشم ، سخت شود به او خشم و شدّت غيظ » كه طرف افراط غضب است و مسمّى است به طيش و موجب آزار است و تلخى عيش . ) « و إن أسعده الرضى نسى التحفّظ ؛ » ( « و اگر مساعدت و يارى كند او را خشنودى در امرى ، فراموش كند نگهداشتن و ترك غفلت خود را . » و عدم تحفّظ ، رذيله‌اى است كه لازم اوست افراط در رضا به هرچه حاصل شود از دنيا . ) « و إن غابه الخوف شغله الحذر ؛ » ( « و اگر غالب شود او را ترس و وهم در حين غفلت ، مشغول سازد او را ترسيدن و مشغول شدن به حذر . » و حذر « 1 » ، رذيلتى است كه لازم اوست افراط در خوف ؛ و در اين هنگام اعراض مىكند آدمى از طريق حزم ؛ و عمل مىنمايد به آن امر مخوف . ) « و إن اتّسع له الأمن استلبته الغرّة ؛ » ( « و اگر فراخ شود او را ايمنى و منبسط شود به آن ، ربايد او را فريب و غرور ، » و « استيلاب » غرور رذيلتى است كه لازم
هامش
( 1 ) . س : - و حذر .