تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
حاصل نشود ، آن سهو است . » ) « ليس من ابتاع نفسه فأعتقها ، كمن باع نفسه فأوبقها . » « 1 » 198 ( يعنى : « نيست كسى كه جان خود را خريده و آزاد كرده ، مثل كسى كه جان خود را فروخته و هلاك نموده . » ) ( يعنى : كسى كه تابع شهوات نفسانى و هواهاى شيطانى است ، در حكم اين است كه خود را به او فروخته به متاع دنيا و بايد كه محكوم حكم او بداردش خود را . پس خويش را در معرض هلاكت و معصيت برآورده در عقبى ؛ و كسى كه چنان نباشد ، به منزلهء كسى است كه خود را خريده از آن ، به زهد و تقوا و اختيار خود را از او گرفته ، آزاد كرده است از خطاها و عقوبات روز جزا . ) و از جمله كلام آن حضرت - صلوات اللّه عليه - است كه فرمود : « لقد علّق بنياط هذا الإنسان مضغة و هى أعجب ما فيه و ذلك القلب ؛ » ( يعنى : « بتحقيق كه آويخته است به رگهاى دل انسان گوشت‌پاره‌اى كه آن عجيب‌ترين چيزى است كه مخلوق است در ايشان ؛ و آن گوشت‌پاره را قلب و دل مىگويند . » ) « و ذلك أنّ له موادّ من الحكمة و أضدادا من خلافها . » ( « و مر آن را حاصل است سرمايه‌هاى حكمت و انواع فضايل و ضدّى چند از خلاف حكمت » چون جهل و انواع رذايل . ) « فإن سنح له الرجاء أذلّه الطمع . » ( « پس اگر پديد آيد او را اميد و آرزوى نفس و هوى ، خوار سازد او را طمع . » و اين رذيله ، افراط است از فضيلت عدل
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه : « الدنيا دار ممرّ لا دار مقرّ ، و الناس فيها رجلان : رجل باع فيها نفسه فأوبقها ، و رجل ابتاع نفسه فأعتقها . »
دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 171 | محمد باقر شهرستانى موسوى / على اوجبى