تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
در ميان قوم نقل مىنمايم ؛ اهل بصره مىگويند كه : شما زياده‌روى مىكنيد ، و اغراق در وصف او به جا مىآوريد . آيا نزد تو حديثى هست كه به ما اعلام كنى ؟ حذيفه گفت : يا ربيعه ! چه مىپرسى از علىّ ؟ به خدايى كه جان من به يد قدرت اوست كه اگر بگذارند جميع اعمال اصحاب محمّد - صلّى اللّه عليه و آله - را در كفّهء ترازو از آن روزى كه آن حضرت مبعوث شده تا روز قيامت و بگذارند عمل علىّ بن ابى طالب را در كفّهء
/ 39 B /
ديگر ، هر آينه عمل آن حضرت زيادتى خواهد كرد بر اعمال همهء ايشان . ربيعه گفت : اين سخن را هيچ احدى برنمىدارد و به حوصلهء هيچ كس برنمىتابد . حذيفه گفت : اى احمق ! چرا برنمىدارد و چگونه برنمىتابد ؟ در روز جنگ خندق كجا بودند ابو بكر و عمر و جميع اصحاب محمّد كه عمرو بن عبدود به ميدان آمده و طلب مبارز نمود . همگى خاموش شدند الّا امير المؤمنين كه به مبارزت او برآمد و او را مقتول ساخت ؟ ! به خدايى كه نفس حذيفه به يد قدرت اوست كه اجر همين جنگ او در اين روز زيادتى دارد بر اجر عمل اصحاب محمّد تا روز قيامت . و چون اعراب گريختند ، حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - قصد كفّار بنى قريظه - كه قبيله‌اى از يهود بودند - نمود ، و به جانب ايشان نهضت فرمود ؛ و امير المؤمنين - صلوات اللّه عليه - را با سى كس از قبيلهء خزرج پيش فرستادند كه ملاحظه فرمايند كه ايشان از قلاع و حصون خود برآمده‌اند . چون آن حضرت مشرف بر قلاع ايشان شد ، شنيد كه ناسزا مىگفتند به