تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
از آن را مىدانم . چه معلوم است كه برداشتن توشه‌ها بر دوش مبارك خود به جهت طلب رضاى اللّه تعالى است . امّا سبب گرديدن دور خانه به چهار دست و پاى و صدا كردنها و آن حركات معلوم من نيست . آن حضرت فرمود كه : « اى قنبر ! من داخل شدم به اين اطفال و ايشان مىگريستند از شدّت گرسنگى . دوست داشتم كه بيرون روم و ايشان خندان باشند با سيرى ، و سبب ديگر براى خنديدن ايشان نيافتم غير آنچه كردم . » پس معلوم شد كه سبب اين حركات اين بود . 141 و منقول است از ضرار بن ضمره كه گفت : داخل شدم بر معاويه بعد از شهادت حضرت امير - صلوات اللّه عليه - . به من گفت كه : « وصف كن به جهت من علىّ را . » گفتم : مرا معاف دار . گفت : كلّا معاف نخواهم داشت . البتّه كه بايد وصف كنى او را . چون ناچار و ملجأ شدم ، وصف كردم و گفتم : به خدا قسم كه آن حضرت دورانديش و « 1 » سخت قوى بود . سخن او همگى حكمت بود و حكم او عدالت . علم از جوانبش روان بود و حكمت از اطرافش در سيلان . وحشت داشت از دنيا و زخارف او ، و انس داشت به شب و تنهايى او . بسيار گريه و بلندفكر بود . خوش مىآمد او را جامه‌هاى درشت و خوردنيهاى ناگوار ؛ و در ميان ما چون يكى از ما بود در سلوك . جواب مىگفت هر وقت كه سؤال مىكرديم از او ؛ و مىآمد نزد ما هرگاه مىخوانديم او را ؛ و به خدا قسم كه با وجود آنكه ما را
هامش
( 1 ) . س : - و .