تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨

بحث هشتم در حسن خلق آن حضرت

خلافى نيست ميانهء عقلا در اينكه حضرت امير المؤمنين - صلوات اللّه عليه - اشرف مردم عصر خود بود در خلق ؛ و به سبب نيكى خلق و خوش سلوكى با مردم ، نسبت مزاح به آن حضرت مىدادند . روايت است كه شبى آن حضرت - صلوات اللّه عليه - گذشتند بر زن مسكينى كه او را اطفال خرد « 1 » بود و ايشان مىگريستند از گرسنگى ، و آن زن مشغول مىكرد اطفال را و بازى مىداد ، و ديگى در بار گذاشته و آب در ميان آن كرده و آتش در زير آن افروخته كه ايشان گمان كنند كه طعامى پخته خواهد شد به جهت ايشان ، شايد كه به خواب روند . پس آن سيّد حال او را دانسته ، به خانهء مطهّر خود آمدند - و قنبر با آن حضرت بود - يك جلّهء خرما و يك هميان آرد و قدرى روغن و برنج و نان بيرون آورده ، و بر دوش مبارك خود برداشته ، قصد خانهء آن زن كردند . هرچند قنبر الحاح نمود كه : « اين خدمت را به من بفرماى و بار بر دوش مبارك خود مگذار . » قبول نفرمودند . پس به در خانهء زن رسيده و اذن طلبيده ، داخل شدند ، و قدرى از برنج و روغن را در آن ديگ ريختند . چون پخته شد ، به دست مبارك خود به جهت آن اطفال كشيده ، ايشان را سير كردند ؛ و بعد از آن به چهار دست و پاى مبارك خود به دور خانه راه مىرفتند و حركات و صداها مىفرمودند كه اطفال بخندند . چون آن حضرت - صلوات اللّه عليه - از آن خانه بيرون آمدند ، قنبر عرض كرد : يا مولاى من ! امشب از شما چيزهاى عجيب مشاهده كردم
/ 32 B /
كه سبب بعضى
هامش
( 1 ) . س : خورد .
دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 88 | محمد باقر شهرستانى موسوى / على اوجبى