تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
نزديك خود مىطلبيد و به نزد ما تشريف مىآورد ، نمىتوانستيم كه با او سخن گوييم ، از نهايت متانت و هيبت ؛ و تعظيم مىنمود مردم ديندار را و نزديك خود مىطلبيد مساكين و ضعفا را . طمع نداشت قوى از او در باطل ؛ و نااميد
/ 33 A /
نبود ضعيف از او به عدل شامل ؛ و شهادت مىدهم كه ديدم آن حضرت را در بعضى از مواقف در وقتى كه شب پرده‌هاى ظلمانى خود را انداخته و ستاره‌ها در او غور كرده و فرورفته ( و اين كنايه است از شدّت ظلمت و تاريكى آن ) كه ريش مبارك خود را گرفته ، چون مارگزيده مىجنبيد و چون اندوه رسيده مىگريست و مىفرمود كه : « اى دنيا ! ديگرى را فريب ده . آيا متعرّض من مىشوى ، يا اشتياق من دارى ؟ هيهات ! هيهات ! كه تو را سه طلاقه كرده‌ام . ديگر رجوع ممكن نيست . عمر تو كوتاه و خطر تو عظيم ، و عيش تو قليل است « 1 » . آه از كمى توشه و دورى سفر و وحشت راه و عظمت مورد و منزل . » پس معاويه گريست و گفت : رحمت كند اللّه تعالى ابو الحسن را . به خدا قسم كه چنين بود . پس چگونه است حزن تو اى ضرار بر مفارقت آن حضرت ؟ گفتم : چون حزن كسى كه فرزند او را در كنارش كشته باشند ، كه نايستد هرگز آب ديدهء او ، و فروننشيند سوز سينهء او . 142

بحث نهم در حلم و بردبارى آن حضرت صلوات اللّه عليه

خلافى نيست در اينكه امير المؤمنين - عليه السلام - حليم‌تر از همهء مردم بود . زيرا
هامش
( 1 ) . س : - است .