تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
رسول - صلّى اللّه عليه و آله - نقل مىكرد . ناگاه مردى كه عمامه بر روى خود پوشيده بود ، آمد . چون ديد كه ابن عبّاس نقل حديث مىكند ، او نيز موافقت كرد و احاديث نقل مىكرد . پس عبد اللّه بن عبّاس گفت كه : قسم مىدهم تو را به خدا كه خود را به من بشناسانى . آن مرد عمامه از روى خود گشوده ، گفت : اين مردمان هركه مرا داند ، داند ؛ و هركه نداند ، بداند كه من جندب بن جناده بدرىّ ، ابوذر غفارىام كه از حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - شنيدم به اين دو گوش كه اگر دروغ گويم كر شوند و ديدم آن حضرت را به اين دو چشم كه اگر دروغ گويم كور شوند كه آن حضرت فرمود كه : « علىّ پيشواى نيكوكاران است و كشندهء كافران . خدا يارى كند هركه او را يارى كند و واگذارد هركه او را واگذارد . » بدرستى كه من روزى از روزها
/ 28 A /
با حضرت رسالت‌پناه نماز ظهر گذاردم . پس سائلى در مسجد از مردم سؤال كرد . هيچ كس او را اجابت نكرد . آن سائل دست به جانب آسمان بلند كرده ، گفت : « بار خدايا ! گواه باش كه من سؤال كردم در مسجد رسول تو و كسى به من چيزى نداد » و حضرت امير المؤمنين در آن وقت در ركوع بود . پس اشاره كردند به جانب او به انگشت كوچك خود كه در آن انگشتر بود . سائل آمد و آن انگشتر را بيرون آورد و اين در حضور حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - بود . چون از نماز فارغ شدند ، حضرت رسول سر به جانب آسمان بلند كرده ، فرمودند كه : « بار خدايا ! بدرستى كه موسى بن عمران از تو سؤال كرد كه :
رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي هارُونَ أَخِي اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي
دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 78 | محمد باقر شهرستانى موسوى / على اوجبى