باشد اگر عوض مساوى است ؛ و اگر عوض ناقص باشد ، لازم مىآيد ظلم ؛ و اين هر دو ممتنع است بر جواد منّان . اين است حاصل بيان .
تنبيه : بدانكه بر اللّه تعالى نيز واجب است انتصاف مظلوم از ظالم عقلا و سمعا ؛ امّا وجوب انتصاف به حسب عقل ، زيرا كه عقل حاكم است به آنكه اللّه تعالى ظالم را قدرت داده است كه ظلم كند و مظلوم را « 1 » قدرت بر دفع نيست ، و اللّه تعالى قادر است بر دفع ؛ و اگر اللّه تعالى انتصاف نكند ، هرآينه لازم مىآيد « 2 » ضايع شدن حقّ مظلوم ، و آن « 3 » باطل است ؛ و همچنين ثابت شد عدم انتصاف مظلوم ؛ و بيان ملازمت ظاهر است و امّا بيان لازم جهت آن است « 4 » كه تضييع حقّ مظلوم قبيح است ، و جايز نيست بر اللّه تعالى . امّا وجوب انتصاف مظلوم از ظالم به حسب شرع چنانچه واقع است در قرآن :
وَ مَنْ يَظْلِمْ مِنْكُمْ نُذِقْهُ عَذاباً كَبِيراً
« 5 » و
الظَّالِمُونَ ما لَهُمْ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ
« 6 » ،
أَلا إِنَّ الظَّالِمِينَ فِي عَذابٍ مُقِيمٍ
« 7 » ،
وَ اللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ
« 8 » « 9 » . پس معلوم شد كه جايز نيست تمكين ظالم از ظلم به غير عوض .
و اگر ظالم را عوض باشد « 10 » ، اللّه تعالى تفضّل كند بر آن ظالم عوضى كه بر وى لازم است ، يا « 11 » آن عوض را به مظلوم رساند ؛ و اگر مظلوم از اهل جنّت باشد ، فرق كند اللّه تعالى اعواض مظلوم بر اوقات بر وجهى كه ظاهر و مبيّن نشود انقطاع اعواض مظلوم را كه سبب انقطاع متألّم نشود ؛ و اگر مظلوم از اهل عقاب باشد ، اللّه تعالى ساقط كند از او عوض الم او جزئى « 12 » از عقاب را كه برابر الم باشد به حيثيتى كه مظلوم را ظاهر نشود تخفيف به طريقى كه تميز كند نقص از عذاب در اوقات عذاب ؛ جهت آنكه اگر « 13 » حاصل شود تميز آن ، هرآينه او مسرور گردد جهت اين تخفيف ؛ و اين سرور منافى عذاب على الدّوام است .
هامش
( 1 ) . س : - را .
( 2 ) . س : + كه .
( 3 ) . س : - و آن .
( 4 ) . س : - است .
( 5 ) . فرقان / 19 .
( 6 ) . شورى / 8 .
( 7 ) . شورى / 45 .
( 8 ) . س : من ان اللّه تعالى يقضى بين عباده بالحقّ .
( 9 ) . غافر / 20 .
( 10 ) . س : - باشد .
( 11 ) . س : با .
( 12 ) . س : جزاى .
( 13 ) . س : كه اين .