بلكه اطاعت ايشان به واسطهء وجوب اطاعت اللّه تعالى واقع است ؛ و تكليف صحيح نيست مگر به شرط اعلام ؛ جهت آنكه محال است تكليف غافل ؛ و مراد از اعلام ، تمكين « 1 » بر علم است و مراد به اعلام ، اعلام بالفعل نيست « 2 » ؛ از براى آنكه جهّال مكلّفند ؛ حتّى كه كافر از مكلّفين به شرايع است نزد مذهب حقّ ، هر محلّ كه قادر باشند بر علم به شرايع به آنكه رجوع كنند به فقها ؛ و به اين قيد مجنون و صبىّ و حيوانات بيرون رفت كه ايشان مكلّف نيستند . اين است حاصل كلام مصنّف - قدّس اللّه سرّه - .
تنبيه : بدانكه شرايط حسن تكليف آن است كه راجع است به نفس تكليف ، و « 3 » آندو امر است :
اوّل : آنكه مفسده مىبايد نباشد از براى مكلّف ديگر
دويم « 4 » : آنكه مىبايد كه تكليف مقدّم باشد بر فعل ، آن مقدار زمان كه مكلّف مقدّم باشد بر فعل ، و « 5 » آنمقدار زمان كه مكلّف متمكّن « 6 » و مستقلّ باشد كه آن فعل را شروع كند و به عمل آورد آن فعل را كه واجب شده است ايقاع آن « 7 » .
و آنچه راجع است به « فعل مكلّف » آن نيز دو امر است : اوّل آنكه ممكن باشد وجود « ما كلّف به المكلّف » . پس بدرستى كه تكليف به محال خالى است از فايده ؛ و معلوم شد كه تكليف جهت آن است « 8 » كه فعل مشتمل باشد بر صفت زايد بر حسن به آنكه فعل واجب باشد يا مندوب ؛ و « 9 » هر محلّ تكليف به فعل باشد ، مباح بيرون است از تكليف . « 10 »
و آنچه راجع است به « مكلّف » و آن سه امر است :
هامش
( 1 ) . س : ممكن .
( 2 ) . س : است .
( 3 ) . س : - و .
( 4 ) . س : دوم .
( 5 ) . س : - و .
( 6 ) . س : ممكن .
( 7 ) . س : - آن .
( 8 ) . س : - است .
( 9 ) . س : - و .
( 10 ) . س : - است از تكليف .