و ليس الغرض الإضرار لقبحه ، بل النفع .
يعنى غرض كه مذكور شد راجع است به غير اللّه تعالى ؛ جهت آنكه ممتنع است استكمال بر اللّه تعالى ، چنانچه گذشت ، و اين غرض اضرار نيست نسبت به غير و « 1 » از براى غير . از براى آنكه قبيح است اضرار ؛ مثلا شخصى پيش آورد طعامى را به زهرآلوده « 2 » به نزد غير ، و اراده كند قتل آنكس را « 3 » ، شكّى نيست در قبح اين نوع اراده ؛ [ 22 ] و چون قبح منتفى است از فعل اللّه تعالى ، پس اين غرض نفع است .
فلا بدّ من التّكليف ، و هو بعث من تجب « 4 » طاعته على ما فيه مشقّة على جهة الابتداء به شرط الإعلام .
و چون غرض نفع است ، پس ناچار است از تكليف و تكليف در لغت از « كلفت » است ، و « كلفت » مشقّت است ؛ و بعثت بر شىء ، حمل كردن است بر آن شىء كه واجب است اطاعت آنكس بر فعلى كه در آن مشقّت بوده باشد على جهة الابتداء « 5 » به شرط اعلام . « 6 » از جهت آنكه واجب است اطاعت و « 7 » آن « 8 » جنس « 9 » است ، و شامل مقصود و غيرمقصود است ؛ و به قيد « ما فيه مشقّة » بيرون رفت بعث هرچيزى كه مشقّت نباشد در آن ، مثل نوم و اكل و شرب به حسب عادت ؛ و به قيد « على جهة الابتداء » بيرون رفت طاعت پيغمبر - عليه السلام - و اطاعت والدين و سيّد ؛ جهت آنكه وجوب طاعت خدا به حسب ابتداست ، و اطاعت پيغمبر و امام - عليهم السلام - و اطاعت والدين و سيّد ، اگرچه مشقّت هست فامّا نيست بر طريق ابتدا ؛
هامش
( 1 ) . س : - و .
( 2 ) . س : آلود .
( 3 ) . س : - را .
( 4 ) . س : يجب .
( 5 ) . يعنى اطاعت خداوند ابتدائا در مقابل اطاعت رسول و ائمّه كه فرع اطاعت خداوند است .
( 6 ) . يعنى آگاه كردن مكلّف به آنچه كه بدان تكليف شده است .
( 7 ) . س : + واجب .
( 8 ) . س : - آن .
( 9 ) . س : خنس .