بالمكلّف بحيث لا يكون له داع إلى ترك الطاعة و لا ارتكاب المعصية مع قدرته على ذلك .
[ مبحث دوم وجوب عصمت نبىّ است - صلّى اللّه عليه و آله ]
دويم از مباحث مذكور ، وجوب عصمت نبىّ است - صلّى اللّه عليه و آله - ، براى اثبات آن « 1 » ما محتاجيم اوّلا به تصوّر عصمت ، و چون معنى عصمت ظاهر شود « 2 » بعد از آن تقرير شود دليل بر وجوب عصمت .
بدانكه عصمت لطفى است پنهانى « 3 » كه مىكند اللّه تعالى آن لطف را به مكلّف به حيثيتى كه نمىباشد « 4 » اين مكلّف را داعى به ترك طاعت ، و نباشد داعى به ارتكاب با قدرت كه در غير اين صورت « 5 » نبىّ - صلّى اللّه عليه و آله - بر ترك طاعت و ارتكاب معصيت مستحقّ مدح و ثواب نمىشد ؛ جهت فعل طاعت و ترك معصيت ، چنانچه عقل مدرك اين است ؛ و به حسب نقل نيز پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - قادر است بر ترك طاعت و ارتكاب معصيت ؛ چنانچه در كلام اللّه واقع است خطاب به پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - :
قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ
« 6 » و
لا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ
« 7 » از براى آنكه نهى با عدم قدرت عبث است و عبث قبيح ؛ و اللّه تعالى منزّه است از فعل قبيح ، چنانچه مذكور شد . پس پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - قادر است بر ترك طاعت و ارتكاب معصيت عقلا و نقلا .
لأنّه لو لا ذلك لم يحصل الوثوق بقوله ؛ فينتفى فائدة البعثة ؛ و هو محال .
و بيان آنكه واجب است عصمت نبىّ - صلّى اللّه عليه و آله - از براى آنكه اگر عصمت نبىّ - صلّى اللّه عليه و آله - واجب نباشد ، هرآينه جايز خواهد بود بر نبىّ
هامش
( 1 ) . س : - براى اثبات آن .
( 2 ) . س : + و .
( 3 ) . س : - پنهانى .
( 4 ) . س : نهى باشد .
( 5 ) . س : - كه در غير اين صورت .
( 6 ) . « بگو همانا من بشرى چون شمايم كه به من وحى مىشود » فصّلت / 6 .
( 7 ) . « در كنار خداوند ، خداى ديگرى قرار مده » اسراء / 22 .