است . مخفى نماند كه جميع اصحاب شجره متّفقند در آنكه سحر اثر نمىكند در آسمان ؛ و چون حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - اشارهء عالى كرد به قمر ، به دو نصف شد و باز [ 28 ] عمود كرد هريك به ديگرى .
و يكى ديگر از معجزات مذكور روان شدن چشمهء آبى است از ميان اصابع آن حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - و اين معجزه موقعى « 1 » بود كه حضرت محمّد - صلّى اللّه عليه و آله - از غزوهء تبوك مراجعت نمودند و تشنگى بر اصحاب غلبه كرد . چشمهء آب از اصابع روان شد به نوعى كه جميع سيراب شدند ؛ و شكّى نيست در آنكه اين معجزه زياده بود از معجزهء موسى كه آن انفجار آب بود به ضرب عصا بر حجر .
و ديگر از اعجاز آن حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - سيراب شدن خلق بسيار بود از طعام قليل ؛ و اين مكرّر واقع شد ؛ و بيان آن ، آن است كه چون آيهء
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ
« 2 » نازل شد ، حضرت محمّد - صلّى اللّه عليه و آله - گفت به « 3 » امير المؤمنين - عليه السلام - كه « شوّ فخذ شاة « 4 » و جئنى به عين من لبن وادع لى بنى أبيك بنى هاشم » ؛ پس امير المؤمنين - عليه السلام - بريان كرد ران گوسفند ، و ظرف پرشير مهيّا كرد ، و بنى هاشم را طلب كرد ، و ايشان چهل نفر بودند . پس ايشان از اين ران گوسفند خوردند تا همه سير شدند و هيچ قصورى در آن نشد مگر اثر اصابع ايشان ؛ و همه سير خوردند از ظرف شير تا آن مقدار كه كافى شد « 5 » ايشان را و شير همچنان به حال خود بود كه اصلا كم نشد ؛ و چون بعد از اكل و شرب مذكور ، پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - اراده كرد كه ايشان را دعوت كند ، ابو لهب گفت : « محمّد - صلّى اللّه عليه و آله - كاذب است ، و سحر كرد شما را » پس اين جماعت برخاستند « 6 » ، قبل از آنكه محمّد - صلّى اللّه عليه و آله - ايشان را به ايمان دعوت كند ؛ و چون روز ديگر شد ، گفت به « 7 » امير المؤمنين - عليه السلام - : « افعل ما فعلت » يعنى بكن آنچه كردى ؛
هامش
( 1 ) . س : مجملى .
( 2 ) . « خويشاوندان نزديك خود را انذار كن » شعراء / 214 .
( 3 ) . س : پس .
( 4 ) . س : شاة .
( 5 ) . س : - شد .
( 6 ) . س : برخواستند .
( 7 ) . س : يا .