ديگران اسير شدند ، علما بار ديگر بسيج قوا كردند و كوت ( العماره ) ميدان پيكار با قشون انگليس شد ، كه فرمانده آن نبرد نيز ( چنان كه گفته مىشد ) خليل پاشاى مشهور ، عمو يا پسرعموى انور پاشا ، بود .
اينبار ، من همراه خيمهها و وسايل موردنياز جنگ و خدمه و اتباع ، به جبهه سفر كردم و مرحوم سيد محمد ، فرزند سيدنا الاستاد ، و شيخ الشريعه و جماعتى زياد از علما هم با ما همراه بودند و همگروه وارد نبرد شديم ، تا آنكه كوت ( كه فرمانده انگليسى :
طاونزند ، در آنجا بود ) توسط رزمندگان مسلمان محاصره شد و كمى پيش از تسليم قواى انگليس ، ما به كاظمين ( ع ) برگشتيم و در آنجا مرحوم سيد محمد چند روز به بستر بيمارى افتاده و دار فانى را وداع گفت . اهلوعيال وى به كاظمين آمدند و ما همراه آنان به كربلا برگشتيم و اين امر ، با شورش مردم كربلا بر ضدّ حكومت عثمانى و استاندار آنجا ، حمزه بيك ، مصادف شد .
كربلا شوريد و كرد آنچه كه كرد . آنگاه نجف دست به شورش زد و با قائد فرقهء ( مشروطه ) ، عزيز بيك ، جنگيد تا آنكه پيوند سپاه وى از هم گسيخت و قائممقامش ، بهيج بيك سنگدل ستمكار ، اسير شد . متعاقب اين امر ، اهالى حلّه راه مردم كربلا و نجف را در پيش گرفتند و عاكف بيك ( حاكم عثمانى ) با آنها جنگيده ، اعيان ايشان را به دار زد و زنانشان را اسير كرد و ساختمانهايشان را ويران ساخت . اين آخرين ضربهء مرگبارى بود كه به تركان ( عثمانى ) وارد شد و اندكى پس از آن ، ايشان از بغداد عقب نشستند و فرمانده مشهور انگليسى ، مود « 1 » بر آن نقطه چنگ انداخت . . . و براى شهرهاى حله و ديوانيه و غير آن حاكم سياسى تعيين كرد و فقط كربلا و نجف از حاكميت انگليسىها بر كنار ماند .
* اشغال نجف توسط انگليسىها ، و برخورد سيد
مرحوم آيت اللّه شيخ محمد حسين آل كاشف الغطاء مىافزايد :
متأسفانه اشرار و اوباش نجف ، روى تملّق و خوشرقصى ، در قالب يك هيئت به بغداد رفته و از انگليسىها درخواست كردند كه حاكمى نيز به نجف فرستاده شود ! حكومت نجف از زمان طرد حاكم عثمانى تا هنگام ورود حاكم انگليسى ، به دست
هامش
( 1 ) . ژنرال مود ، فرمانده كل قواى بريتانيا در عراق .