مجاهدان را در جميع شئون فراهم آوريم . زيرا نجف ، پايتخت دينى شيعيان و قبلهء دلها و افكار بود و چرخهء امور بر مدار آن مىگشت .
در اين زمان ، روح دينى در آشكارترين جلوههاى خويش ظاهر گشت و شيعيان از جميع طبقات ، از علما گرفته تا تجار ، با جان و مال خود به منظور دفاع ( از كيان اسلام و مسلمين ) به نيكوترين وجهى قيام كردند و اثرى از اختلافها و دستهبنديهاى عصر مشروطه باقى نماند .
غليان و اضطراب ما تماما براى مناطق جنوبى عراق بود ، نه شمال آن . ضمن اينكه دولت از آنها بوده و پيروزى با تلاش شيعيان و علماى آنان قرين بود . تنها از دو جهت امر به عكس شد :
1 . دسايس انگليسىها و اقدام آنان به فرستادن ( ابو الخيال ) نزد بعضى از سران قبايل به توسط خائنين بلكه رأس خيانتكاران در كويت و محمّره ( خرمشهر ) ، خصوصا بعضى از رؤساى عمارة كه مجاور و دوست آنها بودند .
2 . عامل دوم كه شايد قويتر از عامل فوق عمل مىكرد ، سوء مديريّت حكام ترك ( عثمانى ) و فرماندهان جنگى آنان در نقاط گوناگون ، و بدى رفتار آنان با مجاهدين داوطلب بود ، بهگونهاى كه مواد غذايى در انبارهاى عثمانى و سواحل دجله و فرات تلّ انبار شده بود ولى سواركاران جبههء جنگ بىغذا بسر برده و علوفه نداشتند كه به اسبانشان بدهند . زمانى هم كه گروهى در طلب غذا بر مىآمدند ، تا تشريفات رسمى و ادارى اين امر طى شود و ترياق از عراق برسد ، بيمار مىمرد !
زمانى كه قواى ضد انگليس در شعيبه و ديگر نقاط شكست خورد و تركان عثمانى عقب نشستند ، در هنگام عقبنشينى ميليونها از آن مواد غذايى را آتش زدند و باقى ماندهء آنها نيز به دست دشمن افتاد ! ( اين سياست غلط ، آنچنان بر رزمندگان عرصهء جهاد با بريتانيا و رهبران آنان گران افتاد كه ) حتى جمعى از بزرگان مجاهدان شيعه همچون مرحوم سيد محمد سعيد حبوبى و شيخ باقر حيدر ، در پى شكست شعيبه ، از شدّت غصّه و اندوهى كه بابت سوء مديريت و اختلال احوال خوردند ، دق كردند . « 1 »
پس از واقعهء شعيبه و . . . كه در آنها جمعى از مجاهدين نظير حاج داود ابو التمن و
هامش
( 1 ) . براى برخورد بد عثمانيها با شيعيان عراق در جنگ جهانى اول و پيامدهاى اين امر ، ر . ك ، روزنامهء خاطرات عين السلطنه ، 8 / 6582 - 6583 ؛ خاطرات من . . . ، اعظام الوزاره ، 1 / 471 - 472 .