اشعار فوق ، وضعيت زار مسلمانان در چنگ مهاجمان صليبى را به خوبى نشان مىدهد . در چنين شرايطى ، صاحب عروه كه واپسين سالهاى عمر خود را مىگذراند ، با مشاهدهء تجاوز بريتانيا و همدستان صليبى وى به ممالك اسلامى ، بويژه احساس خطر شديد براى عاصمهء جهان تشيع در عراق ( عتبات عاليات ) ، مجدّانه به پا خاست .
* گامهاى استوار و مدبّرانهء سيد در جنگ سرنوشت با بريتانيا
گام اول : تحكيم بنيان وفاق و اتحاد بين مردم عراق و حكومت عثمانى بر ضد انگليس
از نخستين اقدامات سيد ( كه 15 روز پيش از اشغال نظامى فاو و بصره توسط ارتش انگليس صورت گرفت ) اعلام حمايت از حكومت « مسلمان » عثمانى بود كه مهيّاى « نبرد سرنوشت » با استعمار بريتانيا مىشد - همان دولت استعمارگرى كه خود ، بخشهايى از سرزمينهاى اسلامى ( از شبه قارهء هند تا مصر ) را با زور و تزوير اشغال كرده بود و متحدانش در آن نبرد : روس تزارى ، فرانسه و ايتاليا ، نيز هركدام بخشى از پيكر جهان اسلام را در چنگال خونين خويش مىفشردند : « روس تزارى » قفقاز و آسياى مركزى را ، « فرانسه » الجزاير و تونس و . . . را ، و « ايتاليا » نيز ليبى را . و اينك انگليسىها و فرانسوىها بر آن بودند كه فلسطين و اردن و عراق و حجاز و سوريه و لبنان را نيز به مستملكات خود بيفزايند .
دستخط سيد در تاريخ 20 شوال 1332 ( 15 روز پيش از اشغال نظامى فاو و بصره توسط ارتش بريتانيا ) با تأكيد بر حسن سلوك مأموران دولت عثمانى در عتبات نسبت به ايرانيان مقيم يا زائر در عراق ، گامى در جهت تحبيب قلوب شيعيان نسبت به حكومت عثمانى ، و ايجاد وفاق ميان مردم و دولتى بود كه وظيفه و شأن نبرد با قشون متجاوز انگليس به عراق اسلامى شيعه را برعهده داشت :
بسم اللّه الرحمن الرحيم و به نستعين
به حمد اللّه تعالى مأمورين دولت عليّهء عثمانيّه نصرها اللّه على الكفار نسبت به تبعهء دولت عليّهء ايران اعزّ اللّه بها الاسلام از زوّار و مجاورين ، كمال مراعات و حسن سلوك را دارند . نسئل اللّه تعالى ان يجعل كلمة الاسلام هى العليا و ان يجعل كلمة اعدائه هى السّفلى . الاحقر محمد كاظم الطباطبائى ، 20 شوال 1332 ، محل مهر مبارك .
بر اهل نظر پوشيده نيست كه سلاطين آل عثمان ، در طول دوران چند قرنهء