سُروشينه آمد شدن گاهها « 1 » * شده راهشان اهرمن گاهها
مَواقيت رخشان ، يِواقيتوار « 2 » * شده پر ز قوم عَفاريت « 3 » وار
فرازيده محراب عبّاسيان * شده پست ، با دير شَمّاسيان « 4 »
ز ايوان كيوان نشانِ كيان « 5 » * چو خميّده طاقم ، همى شد ميان
چو ز آن دادگر شه « 6 » به ياد آمدم * ز بيدادِ گردون ، به داد آمدم
به دل اندرم زهر آلوده نيش * زدى ياد ايّام شاهان پيش
جگرخون ز دار السّلام آمدم * شتابان به اقصاى شام آمدم
چو انديشه ، بر آل شادى گذشت * به شادى شكن - غم ، دلم بازگشت
ز جنگ چليپا « 7 » ، به شام و صباح * به ياد آمدم هم ز سلطان صلاح « 8 »
شدند آن عزيزان ، به خاك اندرون * كه ديو از اروپا بيامد برون
ز زندان جم ، ديو گشته رها * بتازيد هرسوى ، چون اژدها !
تو را آمد - اى ديو - هنگام گشت
هامش
( 1 ) . سروش : فرشتهء وحى . مقصود ، مكانهاى مقدس نزول فرشتگان بر انبياى الهى ( همچون بيت المقدس ) است .
( 2 ) . جمع ميقات ( اشاره به مكانهاى مقدس عراق و سوريه و فلسطين و لبنان ) .
( 3 ) . جمع عفريت .
( 4 ) . كليساها و صومعههاى مسيحى .
( 5 ) . اشاره به ايوان مداين ، طاق كسرى .
( 6 ) . انوشيروان .
( 7 ) . جنگهاى صليبى .
( 8 ) . صلاح الدين ايوبى ، سردار مشهور مسلمان در جنگهاى صليبى كه قدس را از چنگ صليبيها بيرون آورد .