« جائرانه / متعصبانهء » عمّال باب عالى « 1 » در عراق و جنوب لبنان ) زمينهء بيشترى براى پذيرش و اجراى وسوسههاى فريبنده و تحريككنندهء دولت بريتانيا عليه عثمانى داشتند . بدينجهت ، مرجعيت تشيع ( به رهبرى صاحب عروه ) صلاح ضرورى امت اسلام و ملت عراق را در اين ديد كه از « باب عالى » در برابر كفر مهاجم صليبى ، رسما پشتيبانى كند و حتى به التيام روابط ميان سران عشاير شيعهء دجله و فرات با حكام عثمانى منطقه برآيد .
روشن است كه جانبدارى سيد از حكومت ( مسلمان ) عثمانى ، بويژه در هنگامهء ضديت شديد آن حكومت با بريتانيا ، خشم و ناراحتى شديد انگليسىها بر ضدّ سيد را دربر داشت و شنيدهها ، حتى از تهديد مسلحانهء سيد از سوى عمال بريتانيا حكايت دارد . آيت اللّه بهجت ، مرجع تقليد معاصر ، نقل مىكنند :
كاردار بريتانيا در اطاق خصوصى و شخصى آقا سيد محمد كاظم يزدى - رحمه اللّه - وارد شد تا از او امضا بگيرد كه مردم بر له انگليس و عليه دولت عثمانى جنگ كنند و هفتتير خود را هم به ايشان نشان داد و او را تهديد نمود .
ايشان چون زبان انگليسى نمىدانست ، با اشاره دست به گلوى خود برد و كشيد و به او فهماند كه : اگر گردن مرا هم بزنيد حاضر نيستم امضا كنم !
كاردار ديد كه كشتن و تروركردن ايشان براى او امضا نمىشود ، لذا ايشان را رها كرد و از منزلشان بيرون آمد . « 2 »
نامهها و مكتوبات متعددى از سيد خطاب به سران عشاير شيعهء عراق در دوران جنگ جهانى اول ( و نبرد عثمانى با بريتانيا ) وجود دارد كه اكيدا به آنان توصيه مىكند كه از مخالفت خود با حكومت عثمانى دست برداشته و در كنار قواى عثمانى به نبرد با نظاميان اشغالگر انگليسى در جنوب عراق بپردازند . نمونههايى از اين مكتوبات را در صفحات آينده آوردهايم . « 3 »
هامش
( 1 ) . « باب عالى » ، يا « آستانه » ، به دربار عثمانى در اسلامبول گفته مىشد ، چنان كه سلاطين صفوى نيز در برابر آن ، « عالىقاپو » را در اصفهان داشتند كه به همان معناى باب عالى بود .
( 2 ) . در محضر حضرت آيت اللّه العظمى بهجت ، محمد حسين رخشاد ، 1 / 319 .
( 3 ) . البته ، به رغم آن همه گذشت و سماحت و ايثار شيعيان نسبت به حكومت عثمانى در جنگ جهانى اول ، رفتار عثمانىها با صاحب عروه ( و كلا با انبوه رزمندگان شيعهء حاضر در خطوط مقدم جهاد ) رفتارى درخور -