تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 593

مساهمون:

ص٥٩٣
نموديم و . . . در خدمت جناب شريعتمدار آقاى حاجى شيخ روح اللّه دام بقائه رفتم و به ايشان اقتدا كرديم و طلاق هم در حضور ايشان به اطمينان مىدهم و فقر ايشان هم قابل شبهه نيست و علميت ايشان بسيار خوب و رسائل و مكاسب فعلا مباحثه مىكنند و قطعا مساعدت با چنين شخصى ، مرضىّ خدا است ، بلكه به مقدارى خصوصا فعلا به حالت حاليه شخصيه و نوعيه لازم است و لا بد حضرت حجة الاسلام عالى هم از اظهار لطف نسبت به اين وجود مضايقه نخواهيد فرمود ، زيرا مقتضى موجود و ابدا مانعى ندارد و لطف فعلى كه مورد استدعاى داعى است كه نسبت به ايشان بفرماييد بلكه نسبت به جماعتى از مؤمنين كه به ارشاد ايشان جناب عالى را مرجع خود مقرر داشته‌اند بفرماييد [ آن ] است كه سؤالى آن جماعت واقع‌جو از حضرت مستطاب عالى نموده‌اند لفّا ارسال خدمت شده و به داعى ملتجى شده‌اند كه جواب را زود به آنها برسانم . اميد است كه لطف فرموده مسامحه نفرماييد و جواب سؤال ايشان را مرقوم بفرماييد و ارسال بفرماييد به توسط آقازاده و آقاى داعى [ و ] آقاى آقا سيد احمد دام بقائه العالى و همان‌قدر در صدر سؤال مرقوم بفرماييد كه : جناب شريعتمدار آقا ميرزا على اكبر عراقى دامت توفيقاته العالى محلّ وثاقت و مورد امانت است ، البته وجوه شرعيّه از سهم امام عليه السّلام و مظالم و زكات و غيره به ايشان داده شود كه با رعايت كمال احتياط به مصارف مقررهء شرعيهء آن برسانند . حقيقتا مساعدت به اين اشخاص لازم است ، زيرا واقعا مروّج شرعند و عاملند . بلى ، بايد در مظانّ دعا از خدا خواست كه ماها را به خود وانگذارد . اين مقدار كه مصدّع شدم تكليفا خود را وادار كردم ، و الامر اليكم . الاحقر ابو تراب الشهيدى . مرحوم حاج شيخ روح اللّه قزوينى نيز در ذيل نامهء فوق نوشته‌اند : « روح اللّه حاضر ، حضور مبارك آن حجة الاسلام و ملاذ انام متّع اللّه المسلمين به طول بقائه به سلام [ و ] ارادت خالصانه مصدّع است و متمنّى دعاء است . اميدوار است كه اين مسئلت به اجابت مقرون شود » . پيدا است كه توثيقات حاجى ميرزا ابو تراب از مرحوم عراقى نزد سيد ، باتوجه به علوّ مقام حاجى در چشم سيد ، بىتأثير نبود و لذا سيد طىّ نوشته‌اى از شخصيت عراقى ، تعريف كرد و بر تصرّفات وى در امور حسبيّه صحّه گذارد . زمانى هم كه يكى از تجار متديّن پايتخت موسوم به حاج محمد رضا تاجر تبريزى ( ظاهرا تحت‌تأثير برخى از